وبلاگ اردوگاه تکریت11 * * * PRISONER OF WAR IN IRAQ-COMP 11-TAKRIT
فاش نیوز - یوسف مجتهد - مواد ۳۸ و ۳۹ قانون جامع خدمات‌رسانی و اصلاحیه تبصره ۲ ماده ۳۹ به عنوان قانون مؤخر تکلیف نحوه پرداخت حقوق حالت اشتغال به جانبازان و آزادگان از‌کار‌افتاده کلی را تعیین کرده است، لذا وضعیت آنان را منطبق با این قانون تشریح می‌ کنیم:

1- جانبازان و آزادگانی که از ابتدا مستخدم هیچ‌کدام از دستگاه‌های مشمول بند الف و ب ماده 2 قانون جامع نبوده و نیستند؛ این افراد حقوق حالت اشتغال خود را از بنیاد شهید دریافت کرده و پس از تکمیل 30 سال سنوات با دریافت پاداش پایان خدمت‌ بر مبنای هرسال یک ماه، بازنشسته تلقی شده و حقوق بازنشستگی را به دلیل توافقات قبلی بنیاد با مراجع مسئول همچنان از بنیاد دریافت خواهند کرد. مبنای دریافت حقوق این افراد، حسب مورد مقررات نیروهای مسلح یا قانون مدیریت خدمات کشوری خواهد بود. این افراد منعی برای استخدام در دستگاه‌های اجرایی ندارند.

2- جانبازان و آزادگانی که مستخدم یا بازنشسته دستگاه‌های مشمول بند ب ماده 2 قانون جامع هستند؛ این گروه بدون در نظر گرفتن وضعیت استخدامی یا بازنشستگی‌شان، همانند گروه یک با آنان رفتار خواهد شد و بازنشستگی آنان در هر یک از 2وضعیت به صورت مستقل انجام می‌شود.

3- جانبازان و آزادگانی که مستخدم برخی دستگاه‌های مشمول بند الف ماده 2 قانون جامع هستند ولی کارکنان آن دستگاه مستخدم دولت تلقی نشده و عملا تکلیفی برای اجرای قانون حالت اشتغال از منابع دستگاه ندارند مانند دانشگاه آزاد اسلامی؛ این گروه از جانبازان و آزادگان همانند گروه یک با آنان رفتار می‌شود و بازنشستگی آنان در هر یک از 2 وضعیت به صورت مستقل انجام می‌شود.

4- جانبازان و آزادگانی که مستخدم برخی دستگاه‌های مشمول بند الف ماده 2 قانون جامع هستند و کارکنان آنان مستخدم دولت بوده و در صورتی که جانباز یا آزاده تمایل به استفاده از قانون حالت اشتغال در دستگاه را داشته باشد دستگاه مکلف است نسبت به اجرای حالت اشتغال ایشان اقدام کند. استخدام و به کارگیری مجدد ایشان در دستگاه‌های اجرایی بلامانع است. مبنای پرداخت حقوق این افراد حسب مورد مقررات نیروهای مسلح یا قانون مدیریت خدمات کشوری خواهد بود.

5- جانبازان و آزادگانی که در دستگاه‌های مشمول بند الف ماده 2قانون جامع مشغول خدمت بوده و از گذشته، برخی از آنان حقوق حالت اشتغال خود را از بنیاد دریافت می‌کرده‌اند؛دریافت حقوق آنان همچنان ادامه خواهد داشت و براساس اصلاح تبصره 2 ماده 39 قانون جامع، بنیاد حق قطع این حقوق را ندارد و هرگونه اقدام برای قطع این حقوق خلاف قانون است. مبنای پرداخت این حقوق حسب مورد مقررات نیروهای مسلح یا قانون مدیریت خدمات کشوری است.

6- جانبازان و آزادگانی که در دستگاه‌های مشمول بند الف ماده 2 قانون جامع مشغول خدمت بوده و حقوق دریافتی آنان از بنیاد قطع شده است؛ با عنایت به اصلاح تبصره 2 ماده 39، بنیاد موظف است نسبت به برقراری مجدد حقوق آنان اقدام کند. در این موضوع تفاوتی نمی‌کند که جانباز و آزاده در کدام دستگاه مشغول خدمت بوده است.

7- جانبازان و آزادگان بازنشسته که یا بازنشسته سازمان‌های بند الف ماده 2 هستند یا بند ب.

درباره بازنشستگان بند ب جای هیچگونه شبهه‌ای نیست که حقوق حالت اشتغال آنان باید از طریق بنیاد پرداخت شود و این موضوع حتی قبل از اصلاح تبصره 2 ماده 39 نیز ثابت و قطعی بوده است لکن با اصلاح تبصره 2 ماده 39 بازنشستگان بند الف نیز به طور قطع و یقین مشمول دریافت حقوق حالت اشتغال از بنیاد خواهند بود و دریافت حقوق بازنشستگی مانعی برای دریافت حقوق حالت اشتغال از بنیاد نیست.

8- جانبازان و آزادگانی که در سازمان‌ها و دستگاه‌های اجرایی مشغول خدمت بوده و دارای رأی ازکارافتادگی هستند یا در صورت مراجعه به کمیسیون پزشکی رأی از کار افتادگی آنان صادر خواهد شد؛ این گروه از ابتدا مورد مناقشه بوده و جمعی از آنان به دلیل عدم‌اطلاعات و آمار کافی، وارد سیستم پرداخت بنیاد شده‌اند که قطع این حقوق با اصلاح تبصره 2 مغایر قانون است و عده‌ای دیگر همچنان در انتظار تعیین تکلیف خود هستند. با اصلاح تبصره 2 هیچ شبهه‌ای باقی نمی‌ماند که برقراری حقوق برای این افراد مغایرتی با قانون نداشته و اصلاح تبصره به منظور رعایت عدالت در برقراری حقوق حالت اشتغال صورت گرفته است. برابر بند‌های 9 و 14 اصل سوم قانون اساسی، دولت موظف به رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه و تأمین حقوق همه‌جانبه افراد است و مجلس حق وضع قانون مغایر با قانون اساسی را ندارد لذا نمی‌توان این امر را متصور شد که عده‌ای با شرایط و ضوابط یکسان از 2 نوع وضعیت حقوقی برخوردار باشند. تصور اینکه جانبازان و آزادگانی با شرایط مساوی و یکسان از حقوقی متفاوت برخوردار باشند هیچ منطقی ندارد. پرداخت حقوق حالت اشتغال به عده‌ای به عنوان حق ایثارگری و محروم کردن عده‌ای دیگر از دریافت آن مغایر با قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آبان 1393ساعت 19:52  توسط مدیروبلاگ  | 

فاش نیوز - لایحه جامع خدمات رسانی به ایثارگران به دلیل کمبود اعتبارات کاملا اجرایی نشده است.

به گزارش خبرنگار پارلمانی فاش نیوز" عبدالرضا عزیزی" نماینده مردم شیروان در مجلس شورای اسلامی در خصوص مشکلات اجرایی نشدن لایحه جامع خدمات رسانی به ایثارگران اظهار داشت: در مورد اجرای کامل این لایحه با رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران صحبت کرده ام نظر خودشان این است که ما 80 تا 90درصد این لایحه را داریم اجرا می کنیم و از نظر آنها ابلاغ شده است و همین که در دولت قبل گفتند اجرا کنید ابلاغ شده حساب می کنند.

عضو کمیسیون ایثارگران مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که چرا این لایحه به طور کامل اجرا نمی شود تصریح کرد:ولی یک مقدار می ترسند که اگر رئیس جمهور آن را ابلاغ کند مطالبات بالا برود.
.وی در خصوص اجرا نشدن کامل ابلاغیه مجلس در مورد لایحه جامع خدمات رسانی به ایثارگران یادآور شد: برای دفاع از این لایحه من حتی به مجمع تشخیص مصلحت رفتم و آنجا تصویب و به دولت هم ابلاغ شده است .نماینده مردم خراسان شمالی در مجلس در پاسخ به این سوال که آیا دلیل اجرایی نشدن لایحه خدمات رسانی به ایثارگران کمبود اعتبارات است متذکر شد:این موضوع بینابین است و در این مورد من دوسه بار هم به رئیس جمهور نامه نوشتم . که طبق قانون چون تصویب شده است باید ابلاغ شود اما دولت جدید هنوز کاملا آن را ابلاغ نکرده است.

.عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی با تاکید بر روند قانونی تصویب این لایحه در مجلس،شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت خاطر نشان کرد:دیگر نیازی به آوردن این لایحه به صحن علنی مجلس شورای اسلامی وجود ندارد چرا که وقتی مجلس آن را تصویب و به شورای نگهبان فرستاده است و به مجمع هم رفته و تصویب شده است قانون شده است.

عزیزی در پاسخ به این سوال که چه دستگاهی در اجرایی نکردن لایحه خدمات رسانی به ایثارگران مقصر است متذکر شد:چون کمبود اعتبارات وجود داردبنابر این دولت جرات نمی کند آن را ابلاغ کند.

وی در پایان در خصوص مشکلات درمانی جانبازان تاکید کرد:متاسفانه برخی از جانبازان و ایثارگران هنگامی که از یک دستگاه به دستگاه دیگری منتقل می شوند به آنها گفته می شود که باید بروید بیمه تان را از بنیاد شهید بگیرید ،بنیاد شهید هم در مقابل می گوید تامین اعتبار کنید تا ما پرداخت کنیم این است که ما در بودجه امسال تکلیف آن را مشخص کرده ایم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آبان 1393ساعت 19:40  توسط مدیروبلاگ  | 

مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی گفت: تأسی از مکتب اهل بیت عصمت و طهارت و راه و روش امام سجاد(ع) و حضرت زینب (س) رمز پیروزی اسرای مفقود الاثر بود.

به گزارش ایثار واحد استان خراسان رضوی

همزمان با روز اسرا و مفقودین که به مناسبت 11 محرم و اسارت اهل البیت عصمت و طهارت و به طور ویژه امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) به این عنوان نامیده شده است با دو تن از اسرای مفقود هشت سال دفاع مقدس گفت‌وگویی داشتیم، در این گفت‌وگو رزمندگان آن سالها به ذکر بخش‌هایی از آنچه در اسارت گذشت پرداختند.

سید محسن حیدری وکیل دادگستری و کارشناس ارشد جزا و جرم شناسی و یکی از آزادگان مفقودالاثر اردوگاه تکریت 11 بوده است که در ارتباط با اسارت خود گفت: در عملیات کربلای چهار که در دی ماه سال 65 در منطقه شلمچه رخ داد، درست در شب عملیات ما در گردان ثار الله بودیم و فرماندهی آن گردان را شهید حسن ستوده بر عهده داشت، در همان شب عملیات مجروح شدم و تا بعد از ظهر روز بعد مجروح بودم تا این که به اسارت دشمن درآمدم.

حیدری عنوان کرد: وقتی مجروح شدم از لحاظ جسمی در وضع بسیار نامطلوبی بودم و به یاد دارم که دشمن من را تنها اسیر کرد و پس از آن به اردوگاه‌های عراق فرستاده شدم.

وی با اشاره به برخورد سخت و بی‌رحمانه مزدوران رژیم بعثی در سالهای دفاع مقدس تصریح کرد: در زمان اسارت سختی‌ها فراوان بود، از یک سو برخورد بد و ناشایست دشمن و سوی دیگر اصراری که آنها داشتند تا به ارزش‌ها توهین شود، به یاد دارم که شهید منوچهر محمد پور و مسعود سهیلی از کسانی بودند که زیر شکنجه دشمن به شهادت رسیدند.

حیدری عنوان کرد: در زمان اسارت شاهد این بودیم که اسرای ما هنگام شکنجه خطاب به دشمن می‌گفتند که شکایت آنها را به علی (ع) می‌کنند و چنین برخوردی از نوجوانان 16 ساله نکته‌ای است که نباید آن را فراموش کرد.

سید جلال ابراهیمی از دیگر اسرای مفقودالاثر هشت سال دفاع مقدس که امروز کارشناس ارشد روانشناسی است در این رابطه اظهار کرد: به خاطر دارم که روحانیون در اسارت جمعی از اسرا را گرد هم آوردند و در آنجا این بحث مطرح شد که در زمان جنگ ما تکلیفی حسینی برای مبارزه با دشمن داریم و امروز که اسیر هستیم این تکلیف از بین نرفته است و باید به شیوه امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) با دشمن برخورد کنیم.

ابراهیمی خاطرنشان کرد: بچه‌های ما در اردوگاه‌های عراقی که با بدترین شرایط زندگی می‌کردند ذکر اهل بیت عصمت و طهارت را همواره بر زبان داشتند و مبارزه آنها در اسارت به گونه‌ای بود که خود عراقی‌ها می‌گفتند این ما هستیم که اسیر شما شده‌ایم و نمی‌دانیم با شما چه کنیم.

عابدین عابدی مقدم، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی و آزاده سال‌های هشت سال دفاع مقدس پیرامون اسرای مفقود الاثر بیان کرد: حدود نیمی از اسرای ما چه در کشور و چه در سطح استان کسانی بودند که دشمن اطلاعات آنان را به صلیب سرخ نداده بود و خانواده‌های این عزیزان نمی‌دانستند که فرزندانشان شهید و یا اسیر شده‌اند.

عابدی مقدم تصریح کرد: پس از اتمام جنگ آن دسته از رزمندگان ما که اطلاعات آنان توسط صلیب سرخ مشخص بود به تدریج آزاد شدند و به کشور بازگشتند و از آنجا که ما اسرای زیادی از دشمن داشتیم صدام متجاوز مجبور شد تا اسرای ما را آزاد کند.

وی افزود: سرانجام در سال 1369 بود که وضعیت اسرای مفقود الاثر برای خانواده‌های آنان مشخص شد و سال‌ها بعد پس از تهاجم امریکا به عراق و سقوط صدام روح بزرگوار شهیدان مفقود الاثر ما پس از سالها به عنوان شهیدان گمنام پس از اعلام شهادت در مراسمی باشکوه تحت عنوان شهدای فاطمی تشییع شدند.

عابدی مقدم خاطرنشان کرد: امروز که سالروز اسرای مفقود الاثر ما است برای تمام شهدای گمنام خود علو درجات و برای خانواده‌های آنان صبر و ایستادگی را خواستاریم چرا که ایستادگی فرزندان آنان در برابر دشمن و صبر و بردباری این عزیزان بود که حماسه‌ای چون دفاع مقدس را رقم زد.
 منبع : سایت بنیاد شهیدوامورایثارگران خراسان رضوی
"انتهای پیام"
تاریخ    1393/08/14

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آبان 1393ساعت 19:31  توسط مدیروبلاگ  | 

در روز جمعه 93/8/9 مصادف با ششم محرم همایش وبلاگ نویسان آزاده در شهر کریمه اهل بیت قم برگزار گردید. این همایش که در فضایی کاملا معنوی و متأثر از حال و هوای عاشورایی و عشق و معرفت به مدرسه حسینی برگزار گردید، وبلاگ نویسان آزاده،  فعالان فرهنگی و تلاشگران در عرصه فضای مجازی و مروّجان خاموش فرهنگ مقاومت و ایثار در سراسر کشور در این مکان معنوی جمع گردیدند تا با استفاده از خرد جمعی و بهره مندی از تجارب یکدیگر و با الهام از حماسه حسینی و تأسی به قافله سالار کربلا روایتگر دلاورمردی ها، حماسه آفرینی ها و عشق و دلدادگی فرزندان روح الله باشند.
این همایش که با مساعدت و همکاری مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان و تلاش و جدّیت حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا سلطانی دبیر محترم همایش برگزار گردید، راهبردها و نقشه راه وبلاگ نویسان و اساسنامه تشکیل انجمن وبلاگ نویسان مورد بررسی و اعلام نظر کارشناسانه اعضاء قرار گرفت. در این نقشه راه موارد ذیل مورد اهتمام قرار گرفت:
1) استفاده از ظرفیت آزادگان توانمند در فضای مجازی در راستای ترویج فرهنگ مقاومت و ایثار
2) ایجاد بستر مناسب جهت دفاع از حقوق و هویت آزادگان
3) التزام عملی به قانون اساسی، قوانین موضوعه و ولایت مطلقه فقیه و اصول و ارزش های اسلام ناب محمدی (ص) و اندیشه متعالی حضرت امام (ره) و منویات مقام معظم رهبری (مدظله العالی)
4) تأکید بر اصل مشورت و بهره مندی از خرد جمعی، نهادینه نمودن فرهنگ پایمردی و ترویج این فرهنگ انسان ساز به جامعه از طریق فضای مجازی
5) اهتمام به اخلاق رسانه و التزام به قوانین کشور
6) صیانت از هویت، کیان، و عزت جامعه آزادگی و هدایت این جامعه حول آرمان ها و ارزش های آن با ایجاد فضای هم دلی، هم زبانی، انسجام و وحدت و دفاع عالمانه از آن در برابر تهدیدهای درونی و بیرونی
7) حفظ، اعتلاء و انتقال باورها، ارزش ها و آرمان های آزادگی به نسل کنونی و آینده جامعه
8) مبنا قرار دادن ارزش های بنیادین جامعه آزادگی همچون ولایت مداری، دین مداری، اخلاق مداری، اصول سبک زندگی آزادگی
9) تقویت بصیرت و هوشمندی سیاسی جامعه آزادگان
10) تلاش در راستای تبدیل جامعه آزادگان به جامعه ای متعالی، ارزش آفرین گفتمان ساز و الهام بخش
سخنران پایانی این جلسه جناب آقای احدی مدیرعامل مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان بود که در فضایی صمیمانه به سؤالات و ابهامات حاضران پاسخ داد و به وحدت و همدلی و کار کارشناسانه، مستند و پایدار و بهره مندی از خردجمعی اشاره نمودند.


 منبع : سایت خانه آزادگان خراسان


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آبان 1393ساعت 19:17  توسط مدیروبلاگ  | 

علم بر دوش او مجنون‌تر از لیلای محزون است
پریشان‌تر زباد و گیسوان بید مجنون است

به سوی آب می‌تازد، به سوی تشنه‌تر گشتن
به سوی منزل آخر، ‌که پشت وادی خون است

کف دستی ز آب آورد بالا در میانش دید
نگین تشنه پیغمبری که فخر گردون است

به آب افزوده شد آبی که در کف داشت از آن روز
پریشان لبش اروند و بهمن‌شیر و کارون است

گرفته در بغل چون جان شیرین، مشک و می‌تازد
به زیر بارش تیری که از اندازه بیرون است

به سقا گفت مولا با دلی خونین‌تر از فریاد
نمی‌دانی برادر بعد تو احوال من چون است

شکسته از غمت جام من ای قد قامت مستی
دلم ای جوهر هستی چو چشمت فرق در خون است

و سقا گفت از شرم است نه از جویبار و خون
اگر روی من ای خورشید عالم‌تاب گلگون است

حسین آرام می‌بوسد نگاه بی‌فروغی را
که زهرا تا قیامت از وفاداریش ممنون است

بهروز سپادنامه

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آبان 1393ساعت 19:2  توسط مدیروبلاگ  | 


چون روز پنجشنبه نهم محرم الحرام رسيد شمر ملعون با نامه ابن زياد لعين در امر قتل امام عليه السلام به كربلا وارد شد و آن نامه را به ابن سعد نمود، چون آن پليد از مضمون نامه آگه گرديد خطاب كرد به شمر و گفت مالك وَيْلَكَ خداوند ترا از آبادانيها دور افكند و زشت كند چيزي را كه تو آورده‌اي، سوگند با خداي چنان گمان مي‌كنم كه تو بازداشتي ابن زياد را از آنچه من بدو نوشتم و فاسد كردي امري را كه اصلاح آن را اميد مي‌داشتم والله حسين آنكس نيست كه تسليم شود و دست بيعت به يزيد دهد چه جان پدرش علي مرتضي در پهلوهاي او جا دارد، شمر گفت اكنون با امر امير چه خواهي كرد؟ يا فرمان او بپذير و با دشمن او طريق مبارزت گير و اگرنه دست از عمل بازدار و امر لشكر را با من گذار، عمر سعد گفت لا وَلا كَرامَهَ لَكَ من اينكار را انجام خواهم داد تو همچنان سرهنگ پيادگان باش و من امير لشكرم، اين بگفت و در تهيه قتال با جناب سيدالشهداء عليه السلام شد.

شمر چون ديد كه ابن سعد مهياي قتال است به نزديك لشكر امام عليه السلام آمد و بانگ زد كه كجايند فرزندان خواهر من عبدالله و جعفر و عثمان و عباس چه آنكه مادر اين چهار برادر ام البنين از قبيله بني كلاب بود كه شمر ملعون نيز از اين قبيله بوده جناب امام حسين عليه السلام بانگ او را شنيد برادران خود را امر فرمود كه جواب او را دهيد اگرچه فاسق است لكن با شما قرابت و خويشي دارد، پس آن سعادتمندان با آن شقي گفتد چه بود كارت؟ گفت اي فرزندان خواهر من شماها در امانيد با برادر خود حسين رزم ندهيد از دور برادر خود كناره گيريد و سر در طاعت اميرالمؤمنين يزيد (ملعون) درآوريد.

جناب عباس بن علي عليه السلام بانگ بر او زد كه بريده باد دستهاي تو و لعنت باد بر اماني كه تو از براي ما آوردي، اي دشمن خدا امر مي‌كني ما را كه دست از برادر و مولاي خود حسين بن فاطمه عليه السلام برداريم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ملاعينان درآوريم آيا ما را امان مي‌دهي و از براي پسر رسول خدا صلي الله عليه و آله امان نيست؟ شمر از شنيدن اين كلمات خشمناك شد و به لشكرگاه خويش بازگشت.

پس ابن سعد لشكر خويش را بانگ زد كه يا خليل الله اركبي و بالجّنه ابشري اي لشكرهاي خدا سوار شويد و مستبشر بهشت باشيد، پس جنود نامسعود او سوار گشته و رو به اصحاب حضرت سيدالشهداء عليه السلام آوردند در حالي كه حضرت سيدالشهداء عليه السلام در پيش خيمه شمشير خود را برگرفته بود و سر به زانوي اندوه گذاشته و به خواب رفته بود و اين واقعه در عصر روز نهم محرم الحرام بود.

شيخ كليني از حضرت صادق عليه السلام روايت فرموده كه آن جناب فرمود روز تاسوعا روزي بود كه امام حسين عليه السلام و اصحابش را در كربلا محاصره كردند و سپاه اهل شام بر قتال آن حضرت اجتماع كردند، و ابن مرجانه و عمر سعد خوشحال شدند به سبب كثرت سپاه و بسياري لشكر كه براي آنها جمع شده بودند و حضرت امام حسين عليه السلام و اصحاب او را ضعيف شمردند و يقين كردند كه ياوري از براي آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مدد نخواهند كرد، پس فرمود پدرم فداي آن ضعيف و غريب.

و بالجمله چون جناب زينب سلام الله عليها صداي ضجه و خروش لشكر را شنيد نزد برادر دويد و عرض كرد برادر مگر صداهاي لشكر را نمي‌شنويد كه نزديك شده‌اند، پس حضرت سر از زانو برداشت و خواهر را فرمود كه اي خواهر اكنون رسول خدا (ص) را در خواب ديدم كه به من فرمود تو به سوي ما خواهي آمد، چون حضرت زينب سلام الله عليها اين خبر وحشت اثر را شنيد طپانچه بر صورت زد و صدا را به واويلا بلند كرد، حضرت فرمود كه اي خواهر ويل و عذاب از براي تو نيست ساكت باش خدا ترا رحمت كند. پس جناب عباس عليه السلام به خدمت آن حضرت آمد و عرض كرد برادر لشكر روي به شما آورده حضرت برخاست و فرمود اي برادر عباس سوار شو جانم فداي تو باد و برو ايشان را ملاقات كن و بپرس چه شده كه ايشان رو به من آورده‌اند. جناب عباس عليه السلام با بيست سوار كه از جمله زهير و حبيب بودند به سوي ايشان شتافت و از ايشان پرسيد كه غرض شما از اين حركت و غوغا چيست؟ گفتند از امير حكم آمده كه بر شما عرض كنيم كه در تحت فرمان او در آئيد و اطاعت او را لازم دانيد و اگرنه با شما قتال و مبارزت كنيم، جناب عباس عليه السلام فرمود پس تعجيل مكنيد تا من برگردم و كلام شما را با برادرم عرضه دارم. ايشان توقف نمودند جناب عباس (ع) به سرعت تمام به سوي آن امام انام شتافت و خبر آن لشكر را بر آن جناب عرضه داشت. حضرت فرمود به سوي ايشان برگرد و از ايشان مهلتي بخواه كه امشب را صبر كنند و كارزار به فردا اندازند كه امشب قدري نماز و دعا و استغفار كنم چه خدا مي‌داند كه من دوست مي‌دارم نماز و تلاوت قرآن و كثرت دعا و استغفار را، و از آن سوي اصحاب عباس در مقابل آن لشكر توقف نموده بودند و ايشان را موعظه مي‌نمودند تا جناب عباس (ع) برگشت و از ايشان آن شب را مهلت طلبيد.

سيد فرموده كه ابن سعد خواست مضايقه كند عمرو بن الحجاج الزبيدي گفت به خدا قسم اگر ايشان از اهل ترك و ديلم بودند و از ما چنين امري را خواهش مي‌نمودند ما اجابت مي‌كرديم ايشان را، تا چه رسد به اهل بيت (صلي الله عليه و آله).

و در روايت طبري است كه قيس بن اشعث گفت اجابت كن خواهش ايشان را و مهلتشان ده لكن به جان خودم قسم است كه اين جماعت فردا صبح با تو مقاتله خواهند كرد و بيعت نخواهند نمود. عمر سعد گفت به خدا قسم اگر اين بدانم امر ايشان را به فردا نخواهم افكند پس آن منافقان آن شب را مهلت دادند، و عمر سعد رسولي در خدمت جناب عباس (ع) روان كرد و پيام داد براي آن حضرت كه يك امشب را به شما مهلت داديم بامدادان اگر سر به فرمان درآوريد شما را به نزد پسر زياد كوچ خواهيم داد و اگر نه دست از شما برنخواهيم داشت و فيصل امر را بر ذمت شمشير خواهيم گذاشت، اين هنگام دو لشكر به آرامگاه خود باز شدند

 

برگرفته از کتاب منتهی الامال، تألیف حاج شیخ عباس قمی

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آبان 1393ساعت 18:50  توسط مدیروبلاگ  | 


پاسخ :

 عاشورا از ریشة عشر به معنای ده و دهم و تاسوعا از ریشه تسع به معنای نه و نهم است .

این لفظ فقط بر نهمین و دهمین روز محرم اطلاق شده است.

به لحاظ آن که حوادث مهم کربلا در روز نهم و دهم ماه محرم الحرام اتفاق افتاد، این دو روز را برجسته تر نموده و به نام تاسوعا و عاشورا یعنی روز نهم و دهم محرم الحرام در فرهنگ مسلمانان به ویژه شیعیان از جایگاه خاصی بهره مند شد.

ابن اثیر در کتاب «نهایه» میگوید: «عاشورا یک اسم اسلامی است» .(1)

همین مطلب را طریحی در «مجمع البحرین» گفته است. (2)

البته پیش از واقعه کربلا ، هم پیامبر اسلام(ص) و هم حضرت علی(ع) شهادت امام حسین(ع) را در کربلا پیشگویی کرده بودند. امام حسین(ع) نیز شهادت خود را پیشگویی کرده، به برخی از پیامبران پیشین نیز شهادت آن حضرت وحی شده بود. (3).

پس از آن که حضرت امام در کربلا به شهادت رسید، روز عاشورا میان مردم به روز حزن و اندوه شناخته شد و شیعیان علی(ع) آن روز را روز عزا و عزاداری قرار دادند . از این رو به نام عاشورای حسینی شهرت یافت.

امام صادق(ع) فرمود: و أمّا یوم عاشورا فیوم أصیب فیه الحسین(ع) صریعاً بین أصحابه و أصحابه حوله صرعی عراة؛(4) عاشورا روزی است که حسین(ع) میان یارانش کشته شد و بر زمین افتاد. یاران او نیز پیرامون او به خاک افتاده و عریان بودند.

روز نهم محرّم، تاسوعای سال 61 هجری امام حسین و یارانش در محاصرة نیروهای دشمن بودند. در این روز دشمن آب را به روی اهل بیت امام حسین(ع) و یاران او بسته بود.

این روز به دلیل این که بر اهل بیت سخت گذشت و شاید یکی از روزهای بسیار سخت و مصیبت‌بار برای خاندان پیامبر بود،به عنوان تاسوعای حسینی، مورد توجه شیعیان قرار گرفت.

امام صادق(ع) فرمود: «تاسوعا روزی است که حسین(ع) و اصحاب او در کربلا محاصره شدند و سپاه شامیان بر ضد آنان گرد آمد. ابن زیاد و عمر سعد از فراهم آمدن آن همه سوار خوشحال شدند و آن روز، حسین(ع) و یارانش را ناتوان شمردند و یقین کردند دیگر برای او یاوری نخواهد آمد و عراقیان او را پشتیبانی نخواهند کرد».(5)

در مقابل شیعیان، بنی امیه و پیروانشان روز عاشورا را روز جشن و سرور قرار دادند. به تدریج دشمنان درباره عاشورا احادیثی ساختند تا آن روز را با فضیلت نشان بدهند، در حالی که آن روز، روز غم و اندوه و مصیبت است. روزی است که بهترین انسان را کشتند، جگر رسول خدا را پاره کردند و زنان و کودکان پیامبر را به اسارت بردند، آیا این روز میتواند روز مبارکی باشد؟!

امام صادق(ع) در همین‌ باره می‌فرماید: بنی امیه و همراهان آنان از شامیان، نذر کردند که اگر امام حسین کشته شد و به سپاهیان (بنی‌امیه) آسیبی نرسید و حکومت در خاندان ابی سفیان تثبیت شد، روز عاشورا را‌ عید قرار دهند و به شکرانه پیروزی خود، روزه بگیرند. این عمل، به صورت روش و سنتی میان مردم تاکنون ادامه دارد، که ریشه آن از خاندان ابوسفیان است. در این روز، مردم روزه می‌گیرند و با شادی، با خویشان و بستگان خود،‌رفتار می‌کنند.(6) از این رو در زیارت عاشورا آمده است:

«اللّهم ان هذا یوم تبرّکت به بنو امیّة وابن آکلة الاکباد».(7)

از جمله روایتی که در متون روایی و تاریخی راه یافته آن است که گفته اند: علت نامگذارى روز دهم محرّم به عاشورا آن است که ده نفر از پیامبران به ده کرامت در این روز مورد گرامیداشت الهى قرار گرفته اند.(8) ، در حالی که این سخن صحیح نیست . ابن درید میگوید: «عاشورا یک اسم اسلامی» است و در دوره جاهلیت به این نام معروف نبود. (9)

شیخ عباس قمی با اشاره به همین حدیث به نقل از نویسنده «شفاء الصدور» میگوید: بنی امیه روز عاشورا را مبارک میدانستند. در این روز برای خود خرید میکردند و خرید را در آن روز سنّت کرده بودند.آنان در این روز مراسم عید بر پا میکردند، آن روز را روزه میگرفتند و در آن روز طلب حوائج را مستحب میدانستند، برای همین درباره روز عاشورا فضایل و مناقبی ساخته‏اند و حتی دعائی هم درباره آن درست کرده‏اند که اولش این است: «یا قابل توبة آدم یوم عاشورا، یا رافع ادریس الی السماء یوم عاشورا، یا مسکّن السفینة یوم عاشورا یا غیاث ابراهیم من النار یوم عاشورا». اینها را ساخته‏اند تا امر مشتبه شود. آنان در سخنرانی های خود میگویند: هر نبیّ وسیله و شرفی دارد و در روز عاشورا این شرف زیاد میشود، مانند خاموش کردن آتش نمرود برای ابراهیم، قرار گرفتن سفینه نوح کوه جودی، غرق ساختن فرعون در دریا و نجات حضرت موسی از دست فرعون، نجات حضرت عیسی از دست یهودیان.

شیخ عباس قمی در ادامه میگوید: شیخ صدوق از میثم تمار نقل کرده امت پیامبر، فرزند پیامبر را میکشند و روز عاشورا که فرزند پیامبر را کشته‏اند، روز مبارک قرار میدهند! راوی میگوید: به میثم گفتم: چگونه آن روز را روز مبارک قرار میدهند؟ گفت: آنان در فضیلت آن حدیث جعل میکنند و میگویند: روز عاشورا روزی است که خداوند توبه آدم را پذیرفته با اینکه توبه آدم در ذی حجه پذیرفته شده است.آنان میگویند: در عاشورا، یونس از شکم ماهی نجات یافته، در حالی که در ذی قعده از شکم ماهی نجات یافته است. میگویند: روز عاشورا روزی است که کشتی نوح کنار کوه جودی قرار گرفت در حالی که روز هیجدهم ذی حجه قرار گرفت. آنان میگویند: روز عاشورا دریا برای موسی شکافته شد در حالی که در ربیع الاول شکافته شده بود (10).

حضرت امام رضا(ع) می‌فرماید: «کسی که در روز عاشورا از انجام کارهای مورد نیاز خویش پرهیز نماید، خداوند، حوائج دنیا و آخرت او را برآورده کند و کسی که روز عاشورا را، روز حزن و اندوه و مصیبت و گریه خود قرار دهد، خداوند روز قیامت را، روز شادی و سرور او گرداند و چشمش با دیدن ما در بهشت، روشن گردد.(11)

----------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت‌ها:

1- ابن اثیر ، النهایه فی غریب الحدیث ، ج3 ، ص240

2- طریحی، مجمع البحرین ، ماده عشر ، ج3 ، ص186

3- بحارالانوار، ج 44، ص 223 و ص 250.

4- کافی ،ج4، ص147؛بحار، ج45 ، ص 95 .

5 – سفینه البحار، ج 1، ص 312 (ماده تسع).

6- بحارالانوار ، ج45 ، ص 95 – 96.

7- همان، ج 98، ص 295.

8- حیاة الامام الحسین، ج 3، ‌ص 179.

9- الصحیح من سیرة النبی، ج 4، ص 306 .

10- مفاتیح الجنان، ص 476، اعمال روز عاشورا.

11. سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص 578، اعمال روز عاشورا.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آبان 1393ساعت 18:49  توسط مدیروبلاگ  | 

نهم ماه محرم، روز تاسوعا، منتسب به غیرت و ساقی دشت کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) است، تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ایثار، ادب و دلاوری بزرگ مردی است که با گذشت بیش از هزار و چهارصد سال ، هنوز تاریخ، روشن از کرامتهای اوست و نام او با وفا و ادب و مردانگی همراه است.

آن سردار فداکار با لبی تشنه و جگری سوخته، پا به فرات گذاشت، اما جوانمردی و وفایش نگذاشت که او آب بنوشد و امام و اهل ‏بیت و کودکان تشنه کام باشند، لب تشنه از فرات بیرون آمد تا آب را به کودکان برساند.

دستان ابواالفضل(ع) قلم شد و این دستها برای آزادگان جهان علم گشت و عباس آموزگار بی بدیل فتوت و مردانگی در تاریخ شد.

در این روز علاوه بر شهادت حضرت ابوالفضل(ع) وقایع دیگری نیز که متصل به حماسه عاشورا هستند، رخ داده است که یکی از آنها ورود شمر به کربلا است.

شمر بن ذی الجوشن که در دشمنی به اهل بیت پیش قدم تر از دیگران بود و با حرارت ویژه ای در واقعه کربلا حضور یافت، نامه شدید اللحن عبیدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رساند و او را از منظور عبیدالله باخبر کرد.

پسر سعد که نسبت به صلح با امام حسین خوشبین و در این راه تلاش زیادی کرده بود، یک باره در برابر نامه عبیدالله قرار گرفت و راه گریزی برای خود نیافت. او یا باید با امام حسین نبرد می کرد و یا فرماندهی را از دست می داد و برای همیشه از دستیابی به حکومت ری محروم می شد.

پذیرفتن هر یک از این دو راه برای او دشوار بود، ولی حب ریاست و هوای نفس ، چنان بر وی غلبه یافته بود که بدون در نظر گرفتن قیامت و موقعیت دینی و اجتماعی امام حسین (ع) و قرابت وی با پیامبر، راه نخست را انتخاب کرد و با این نیت که می توان امام حسین را به شهادت رساند ولی پس از آن ، توبه کرد و در پیشگاه جدش محمد درخواست بخشش نمود، ولی اگر حکومت ری را از دست بدهد، هرگز به آن نخواهد رسید، تصمیم گرفت که فرمان عبیدالله را اجرا و با امام حسین به نبرد بپردازد. به همین جهت سپاهیانش را آرایش داد و آنان را آماده حمله کرد.

● امان نامه برای ابوالفضل العباس (ع)

شمر، که فرمانده پیادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر کلیدی و پلید واقعه کربلا بود، عصر روز تاسوعا، امان نامه ای از عمر بن سعد برای چهار فرزند رشید و دلاور ام البنین یعنی عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدری امام حسین آورد تا آنان را از سپاه خداجوی و حقیقت طلب جدا سازد.

ام البنین ، همسر حضرت علی دارای چهار فرزند دلاور و فداکار بود که همگی در رکاب برادر و امامشان در کربلا حاضر بودند.

حضرت عباس که بزرگترین آنان است ، از شهرت به سزایی برخوردار بود. وی به خاطر جمال زیبا، قامت موزون ، دلاوری ، غیرت و شجاعت بی مانندش ، به " قمر بنی هاشم" معروف شده بود.

ام البنین از قبیله بنی کلاب بود که شمر بن ذی الجوشن نیز به همین تبار انتساب پیدا می کرد. بدین جهت در عصر تاسوعا به نزدیکی خیمه گاه امام حسین آمد و با صدای بلند فریاد زد: خواهرزادگانم کجایند؟

امام حسین که منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهید. اگر چه او فاسق است و لیکن با شما قرابت و خویشی دارد.

حضرت عباس به همراه سه برادر خود نزد شمر حاضر شدند و از او پرسیدند: حاجت تو چیست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان من هستید، بدانید تا ساعتی دیگر شعله های جنگ برافروخته شده و از یاران حسین زنده نمی ماند. من برای شما امان نامه ای از عمر بن سعد آوردم. شما از این ساعت در امان هستید، مشروط بر اینکه دست از یاری برادرتان بردارید و سپاهیانش را ترک کنید.

حضرت عباس که کانون وفاداری و معدن غیرت بود، بر او بانگ زد: بریده باد دستهای تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات . ای دشمن خدا، ما را دستور می دهی که از یاران برادر و مولایمان دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاک آنان درآوریم . آیا ما را امان می دهی ولی برای فرزند رسول خدا امانی نیست؟...


+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آبان 1393ساعت 18:47  توسط مدیروبلاگ  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 18:52  توسط مدیروبلاگ  | 

 

انا لله و انا الیه راجعون

با خبر شدیم مادر گرامی و فداکار آزاده گرامی اردوگاه تکریت11 جناب آقای مرتضی شهبازی دارفانی را وداع گفته و به رحمت ایزدی پیوسته است.

از طرف همه آزادگان اردوگاه تکریت11 و خصوصا آزادگان استان خراسان بزرگ این ضایعه را به ایشان و آقای سیدجلال ابراهیمی تسلیت عرض نموده و از خداوند منان برای آن مرحوم غفران و مغفرت الهی و برای بازماندگان و خانواده محترم شان صبر و اجر جزیل را خواستاریم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 22:9  توسط مدیروبلاگ  | 

سایت خانه آزادگان خراسان نوشت :

"گردهمایی آزادگان اردوگاه تکریت یازده در پایتخت شعر و ادبیات "

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پیام آزادگان

گردهمایی خانوادگی آزادگان عزیز اردوگاه کمپ یازده تکریت با تعداد 650 نفر

در شهر شیراز، شهر گل و بلبل و بهار نارنج و شعر و ادبیات

از تاریخ 17 شهریور تا 20 شهریور برگزار شد.

 

 

 

منبع  سایت خانه آزادگان خراسان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت 11:40  توسط مدیروبلاگ  | 

به گزارش واحد اطلاع رسانی موسسه پیام آزادگان خراسان

به مناسبت گرامیداشت بیست و چهارمین سالگرد ورود آزادگان به میهن اسلامی اولین جشنواره ورزشی آزادگان خراسان رضوی در طی روزهای 30 و 31 مرداد ماه 1393 در سالن ورزشی فردوسی فرهنگیان شهر مقدس مشهد  در رشته های ورزشی والیبال ، تنیس روی میز و تیر اندازی با شرکت تیمهایی از شهرهای مشهد ، نیشابور ، سبزوار ، تربت حیدریه و کاشمر انجام شد .

 جشنواره ورزشی آزادگان خراسان رضوی در حالی به کار خود پایان داد که تیم والیبال مشهد در یک رقابت سخت توانست بر رقیبان خود پیروز شود و به مقام قهرمانی این دور از مسابقات دست یابد.

 اسامی تیم والیبال مشهد به سرپرستی آقای احمد بذرفروش عبارتند از :

1- حسن رضائیان
2- حمید کلاهدوز

3- علی روحانی

4- محمد علی حسنی

5-حمید رضا زاده

6- محمد حاجی

7- سید محسن حیدری

8- سید نظیر عمرانی

تیم والیبال تربت حیدریه مقام دوم و تیم نیشابور توانست مقام سوم این دور از مسابقات را کسب کند .

 در مسابقات تنیس روی میز آقایان محمد رضا محمودی از نیشابور توانست از رقیبان خود پیشی بگیرد و رتبه نخست این مسابقات را کسب کند وآقای رحیم معین به مقام دوم رسید و آقایان براتعلی دهستانی و غلامرضا شاهچراغی بطور مشترک سوم شدند.

 نفرات برتر مسابقات تیر اندازی با تپانچه عبارتند از :

رتبه اول آقای احمد قاسم زاده

رتبه دوم آقای سید امیر فرخ فرهمند

رتبه سوم آقای محمد شعبانی

 

 در مسابقات تیر اندازی با تفنگ بادی نیز آقایان

1 . محمد اسماعیل صدفی

2. محمد علی محمودی

  3 . حسین نادری

توانستند بر رقیبان خود پیروز شوند و به مقام اول تا سوم برسند.

 در مراسم اختتامیه این جشنواره مسئول محترم موسسه فرهنگی پیام آزادگان استان خراسان جناب آقای دکتر موحدی ضمن تقدیر از ورزشکاران عزیز آزاده ،خاطر نشان نمودند آزادگان توانستند بر مشکلات و موانع دوران اسارت پیروز شوند و نیز همواره باید در میادین فرهنگی و ورزشی پیشتاز و الگو وسرمشقی برای فرزندانشان باشند .

 در پایان لوح تقدیر و جوایز مسابقات به برندگان اهدا شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 13:56  توسط مدیروبلاگ  | 

باز هم به شرف غازهای سفید خرمشهر که اینگونه از ناموس و قهرمان دفاع و حراست می‌کنند.

 

 

شاید در میان شور و شوق سالروز بازگشت آزادگان به وطن بد نباشد یادی کنیم از شیر زنان و دلاور مردانی که سال‌ها در اسارت بودند و حتی نامشان در هیچ دفتری ثبت نشده است اما درب خانه‌هایشان به روی همه باز است و کسی سراغی از ایشان نگرفته است.

 

 

در کوچه پس کوچه‌های «سرهانیه» یکی از شهرهای نزدیک شلمچه بی‌اختیار به درب خانه‌ای کوچک و خرابه رسیدیم. چند غاز بزرگ با صدای زیاد به جلوی درب نیمه باز و چوبی حیاط خانه آمده و مانع ورودمان شدند. به هر زحمتی بود صاحب خانه را صدا زدیم. پیرزنی خرمشهری که خودش هم دل خوشی از غاز‌ها نداشت با چهره‌ای خندان به استقبال ما آمد و گفت: بفرمائید مه‌مان حبیب خداست ولی از غاز‌ها می‌ترسم گاهی حمله می‌کنند. بعد با چادرش غاز‌ها را کیش داد تا وارد اتاقش شویم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نامش خانه نبود، تنها یک اتاق ۱۵ متری بدون روشنایی با دیوارهای کچی که نشان می‌داد ۲۰ سالی است رنگی بر دیوار نمانده... انتهای اتاق کمدچوبی قرارداشت که درب‌هایش همانند دل پیرزن شکسته بود و شکستگی دل پیرزن را می‌توانستی از‌‌ همان نگاه اول درک کنی. نمی‌دانستیم چرا آمدیم و قرار است چه اتفاقی بیفتد فقط دیدیم دلمان ما را به این خانه راهنمایی کرده است. فقر خانه نشان می‌داد که پیرزن تنها زندگی می‌کند و سرپرستی ندارد. خودمان را معرفی کردیم و وقتی دید خبرنگار هستیم گفت: حرفی برای گفتن ندارم راضی هستم به رضای خدا. گفتیم نامتان چیست؟ گفت: سحر سحابی هستم. از کجا امرار معاش می‌کنید؟ گفت: ضایعات می‌فروشم! سحرخانم حتی جرعه آبی هم برای پذیرایی نداشت. صدایی از پشت کمد آمد که بچه‌ها کمی ترسیدند و پیرزن گفت: صدای گربه است نترسید همیشه مه‌مان ماست.

 

در میان گفته‌های پیرزن خرمشهری نکته‌ای نهفته بود که دقایقی سکوت کردیم. وقتی که گفت من در دوران جنگ اسیر بودم آب سردی بود که انگار روی پیکر گرم و خسته‌مان ریخته شد. ناخوداگاه سرم را پایین انداختم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیرزن گفت: وقتی خرمشهر اشغال شد ما را هم به اسارت بردند. البته درون روستایی متروکه بودیم و همگی آنجا زندگی می‌کردیم حتی ورقه هم دارم که اسیر شدم. گفتیم شویت کو؟ گفت: ازدواج کرد و من را با دختر‌هایم تنها گذاشت. گفتیم دختر‌ها کجا هستند؟ گفت: خانه برادرم همین کنار خرابه ما است چون تلویزیون دارد آنجا می‌روند. سحر سحابی ۸ سال اسارت؛ هشت سال بازجویی و هشت سال ایثارگری کرده است. آرزو دارد به پابوس امام رضا برود و بوسه‌هایش را برضریح امام حسین (ع) در دوران اسارت نثار کرده است. سحر قصه ما روزگارش با فروش ضایعات و حقوق بهزیستی و کمیته امداد دختر‌هایش می‌گذرد.

 

اینجا خانه ارواح نیست، اینجا خانه شهروند ایرانی است؛ شهروند خرمشهری که مدال مقاومت بر سینه دارد. اینجا را فرشتگان محافظت می‌کنند و خدا روزی می‌دهد. گفتیم از دولت چه می‌خواهی؟ گفت: فقط سلامتی مسئولان اگر هم خواستند سرپناهی به من بدهند لطف می‌کنند.

 

گفتیم سحر بانو تهران آمده‌اید؟ گفت نه تهران را ندیدم... خواستم بگویم تهران ما آش دهن سوزی نیست چرا که با مقاومت افرادی مانند شما تهران شده و امروز تهران نشینان انگار در غار کهف سالهاست خیلی چیز‌ها را فراموش کرده‌اند. وقتی نگاه‌مان را به کولر گازی خاموش اتاقش دید گفت: این را اهالی خریده‌اند و چند روزی است نصب شده ولی خراب است به همین گرما عادت کردیم.

 

وقتی از خانه سحر بانو خارج می‌شدم غاز‌ها باز به سمتمان با صدای بلند حمله ور شدند. آنجا بود که با خود گفتم مردانگی را باید از غازهای وحشی خانه سحر سحابی آموخت که جای خیلی‌ها را پرکرده‌اند. باز هم به شرف غازهای سفید خرمشهر که اینگونه از ناموس و قهرمان دفاع و حراست می‌کنند.

 

 

انتهای متن/ک

منبع: شهدای ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 13:50  توسط مدیروبلاگ  | 

 

 

موسسه فرهنگی،هنری پیام آزادگان،به مناسبت هفته دفاع مقدس مسابقه ای را با عنوان  "سفیر" با موضوع آزادگان اسارت و تبیین مقاومت و پایداری برگزار می کند.



از کلیه آزادگان و وبلاگ نویسان آزاده ، دعوت می شود با حضور در مسابقه ی سفیر ، گام موثری در راستای تبیین ابعاد فرهنگ مقاومت و ایستادگی برداشته و آثار خود  را به این موسسه ارسال نمایند.



خاطرات کوتاه‌، عکس ، اشعار‌، جملات کوتاه ، دل نوشته‌، کلیپ و فیلم از بخش های این مسابقه محسوب می شود.



این مسابقه منتظر یادنگاری های شما از آن روزهای حماسه و مقاومت، عشق و دلدادگی، اشک و لبخندآزادگان در صحنه های سخت و انسان ساز اسارت است.


 

به مناسبت بیست و سومین سالگرد بازگشت آزادگان ،به بیست و سه مورد از مطالب ارسالی ،به گزینش داوران جوایز ارزنده ای اهدا خواهد شد .

 

 

علاقه مندان برای شرکت در این مسابقه می توانند ازهم اکنون تا 30 شهریور ماه سال جاری آدرس وبلاگ خود را به آدرس ایمیل  mfpa.ir@gmail.com ارسال نمایند.

+ نوشته شده در  شنبه یکم شهریور 1393ساعت 22:30  توسط مدیروبلاگ  | 

 

موسسه فرهنگی پیام آزادگان ،به مناسبت هفته دفاع مقدس ، مسابقه ای از کتاب خستگی ناپذیر در بین آزادگان و خانواده هایشان برگزار می کند.

 

 

علاقه مندان جهت شرکت در این مسابقه فایل pdf  کتاب خستگی ناپذیر را از لینک زیر دانلود نموده و مطالعه نمایند.

 

سوالات مسابقه و همچنین نحوه پاسخ دهی به سوالات متعاقبا از طریق سایت اعلام میگردد .

 

 

"دانلود کتاب خستگی ناپذیر"

+ نوشته شده در  شنبه یکم شهریور 1393ساعت 22:29  توسط مدیروبلاگ  |