X
تبلیغات
اردوگاه تکریت11 ( Camp Takrite 11)
وبلاگ اردوگاه تکریت11 * * * PRISONER OF WAR IN IRAQ-COMP 11-TAKRIT


در پی درگذشت پدر آزاده بزرگوار اردوگاه تکریت11 آقای جعفر یوسفی ؛ ایشان در پی تماسی از تمامی دوستان و هم اردوگاهی ها که با شرکت در مراسم تشییع و تدفین و سوگواری و با ارسال پیامک و تماس تلفنی موجبات تسلی خاطر بازماندگان را فراهم نموده و ابراز همدردی کرده اند ؛ تقدیر و تشکر نمودند. و از بیان کردند که جانب برادران یوسفی از همه دوستان و آزادگان تشکر و قدردانی گردد.

ضمن آرزوی سلامتی برای همه عزیزان آزاده و خانواده های محترمشان ؛ برای تمامی درگذشتگان از خداوند متعال غفران و مغفرت الهی را خواستار میباشیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 21:55  توسط مدیروبلاگ  | 



با خبر شدیم که مادر آزاده گرامی اردوگاه تکریت11 رضا البری دارفانی را واع گفته، مادری که در دوران اسارت فرزندسختی های بسیاری را تحمل کرد و در فراق وی صبرها نمود.

ما درگذشت این مادر فداکار را به ایشان و خانواده گرامی شان تسلیت و تعزیت عرض میکنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 21:50  توسط مدیروبلاگ  | 


همزمان با ایام فاطمیه وشهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها

بنا بر روایت و سالگرد شهدای عملیات والفجر

هشت مراسم زیارت جامعه کبیره با حضور دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت

فردا یکشنبه 27/11/93 از ساعت20(هشت شب)

در طبق روال معمول در منزل حاج حسن حسین زاده برگزار میگردد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 18:37  توسط مدیروبلاگ  | 

انالله وانا الیه راجعون

با خبرشدیم که آزاده گرانقدر اردوگاه تکریت11 جناب آقای جعفر یوسفی پس از مدتها پرستاری و نگهداری و مراقبت  از پدر بیمار خود ، در غم از دست دادن پدرخویش سوگوار میباشند.

ما در گذشت پدر ایشان را به خانواده محترم و داغدارشان تسلیت گفته و برای آن مرحوم غفران ومغفورت الهی و برای جناب آقای جعفریوسفی و تمامی بازماندگان صبر واجر جزیل را از خداوند منان خواستاریم.

لازم بذکر است که یکی دیگر از برادران جناب آقای جعفریوسفی بنام حسن یوسفی نیز مانند ایشان در زمان جنگ وقبل از ایشان به اسارت در آمده بوده و آزاده میباشند.

همچنین مراسم ختم پدر این آزاده اسوه صبر و مقاومت اردوگاه تکریت11 فردا یکشنبه از ساعت چهارده ونیم تا شانزده و نیم عصر در مشهد فلکه بسیج خیابان فداییان اسلام 9 مسجد امام خمینی برگزار میگردد.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 18:27  توسط مدیروبلاگ  | 


به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، عملیات کربلای 5 یکی از بزرگترین و موفق ترین حملاتی بود که رزمندگان اسلام علیه دشمن بعثی انجام دادند. این عملیات از تاریخ 19/10/1365 آغاز و 70 روز به طول انجامید. این عملیات اگر چه به ظفر ختم شد اما شهیدان و جانبازان بسیاری را به جا گذاشت. اگر نبود رشادت رزمندگان اسلام این عملیات ها هیچ وقت به پیروزی نمی‌رسید. آنچه پیش روی شماست خاطره محمد هادی از نیروهای عمل کننده در این حمله است که لحظات سخت آن روزها را اینگونه روایت کرده است:

***

صبح روز سوم

روشن شدن هوا مصادف بود با فریاد الله‌اکبر بچه‌های گردان «مسلم‌بن‌عقیل» فریاد دلاورانه آنها، امدادی بود که تا این ساعت انتظارش را می‌کشیدیم. از خوشحالی در پوست نمی‌گنجیدم. دلم می‌خواست هر چه زودتر چهره نورانی دلاوران بسیجی را ببینم.

بیم و امید، آرام و قرار را از ما گفته بود. مجددا با حاجی علی تماس گرفتم و گفتم: «حاجی اگر موافق باشی، من با بچه‌ها از اینطرف وارد عمل شویم.» حاجی با خوشحالی پیشنهادم را پذیرفت و گفت: «به اذن الله بزنید.»

بچه‌ها از هنگامی که خبر حمله‌گردان مسلم‌بن‌عقیل را شنیده بودند، خود را آماده نبرد کرده بودند و احتیاجی نبود که من به آنها دستور بدهم. همه حاضر و آماده منتظر فرمان بودند. زمان عمل فرارسیده بود. زمان به قلب شب تاختن و از چنگ شب گذشتن.

زمان عسرت و سختی داشت سپری می‌شد، اما چیزی مثل خوره بر قلبم چنگ انداخته بود. مجروحین!! برق نگاهشان آهویی را مانند بود در دام صیاد. نمی‌دانستم با آنها چه کنم؟

راهی برای نجاتشان به خاطرم نمی‌رسید. عبور از نخلستان و حوضچه، دلاور مردانی می‌خواهد سالم و استوار، نه مجروحانی بی‌غذا و دارو. توانایی دل‌کندن از آنها را نداشتم، اما چاره‌ای نبود؛ باید بدون آنها حرکت می‌کردیم. موقع خداحافظی به جمع‌شان نزدیک شدم و گفتم: «خوب بچه‌ها ما باید برویم. می‌رویم تا به خط بزنیم وانشاء‌الله با آمبولانس برگردیم.» آنها مضطربانه مرا نگاه می‌کردند. حرفهایم که تمام شد زمزمه آنها هم بالا گرفت:

- مرا هم ببرید، پدرم انتظارم را می‌کشد!

- من زن ‌و بچه دارم، اگر امکانش هست مرا هم با خود ببرید!

ماندن آنها در آنجا، یعنی مرگ، یعنی اسارت؛ و بچه‌های زخمی این را به خوبی می‌فهمیدند. و من گیج و درمانده، همان کردم که باید انجام می‌دادم. آرام و غمگین از آنها فاصله گرفتم تا شاهد وداع سوزناک و غم‌انگیزی که دلم را به درد می‌آورد نباشم.

دقایقی بعد بچه‌ها به خط شدند و حرکت آغاز شد.

چهره‌ها غمگین و چشمهای نمناک، نگاهی به عقب و گاهی به جلو. هنوز چند قدم از مجروحان فاصله نگرفته بودیم که یکی از مجروحان با تضرع فریاد زد: «مرا هم همراهتون ببرید، هنوز توان جنگیدن دارم.» گامها نا‌خودآگاه متوقف شد. او، «عباس پیرهادی» بود که یک پایش تیر خورده بود. اسلحه را بدست گرفت و در حالیکه سعی می‌کرد از آن به عنوان عصا استفاده کند شروع به حرکت نمود. مجددا دستور حرکت دادم. در این هنگام «مهندس حاج اسدالله خادمی» از ستون جدا شد و به طرفم آمد. همگام با او به حرکت ادامه دادم. مهندس با مکثی کوتاه گفت: «می‌خواستم از شما خواهش کنم تا اجازه بدهید من پیش مجروحان بمانم.» ایستادم و بهت‌زده نگاهش کردم در چهره‌اش هیچگونه شک و تردیدی را مشاهده نمی‌کردم. به آرامی گفتم: «اگر بمانی کشته و یا اسیر شدنت حتمی است. احتمال بازگشت ما هم خیلی ضعیف است.»

مهندس که گویی مدتها با خود کلنجار رفته و این تصمیم را گرفته بود، مصمم و محکم گفت: «اشکالی ندارد. من می‌مانم تا حداقل تسلای دل مجروحان باشم.» با او به سمت مجروحان بازگشتم و در حالیکه سعی می‌کردم نگاهم به چشمان آنها نیفتد، گفتم: «حاجی پیش شما می‌ماند تا ما برگردیم.»

یک نگاه و یک نظر کافی بود تا برق خوشحالی و امیدواری را در چشمانشان مشاهده کنم. با حاجی وداع کردم و همراه بچه‌ها به طرف نخلستان راه افتادم.

نخلستان و هم‌آور بود و وحشت‌افزا. در هر قدمی دامی و دهلیزی مرگبار، و چشمانی در پی شکار انسان. به بچه‌ها تاکید کردم که آیه «وجعلنا» را از یاد نبرند. پیشاپیش همه شاخ و برگ را کنار می‌زدم و جلو رفتم. با هر قدمی که بر‌می‌داشتم؛ صدای تیراندازی را واضح‌تر می‌شنیدم.

دقایقی بعد به نزدیکی محل درگیری رسیدیم. بچه‌های گردان مسلم‌بن‌عقیل در آن طرف حوضچه با مقاومت بعثیها روبرو شده بودند و حرکت برق‌آسای آنها در همین نقطه کند شده بود. به مرکز درگیری رسیده بودیم؛ درست پشت سر نیروهای عراقی. با بچه‌ها در گوشه‌ای کمین کردیم و منتظر فرصتی شدیم تا وارد عمل شویم. چشم‌ را از تیرباری که یکریز به طرف نیروی خودی تیراندازی می‌کرد، برنمی‌داشتم. این سنگر تیربار مانعی بود برای ما و مشکلی بود برای بچه‌های گردان مسلم‌بن‌عقیل. رو به بچه‌ها کردم و به آرامی گفتم: «دو نفر داوطلب می‌خواهم.» حرفم که تمام شد، دو نفر از بچه‌ها خود را به نزدیک من رساندند. با انگشت، سنگر تیربار عراقی را نشانشان دادم و گفتم: «خاموشش کنید» رگبار گلوله‌ها تمام منطقه را در بر گرفته بود و جلو رفتن را مشکل می‌کرد. آن دو به حالت نیمه‌خیز به طرف سنگر تیربار حرکت کردند.برای خاموش شدن سنگر تیربار ثانیه شماری می‌کردم. دقایقی بعد با انفجاری خفیف، سنگر تیربار خاموش شد. دستور حرکت دادم و قدری جلوتر رفتیم. نخلستان در آتش و دود فرو رفته بود. تا حوضچه فاصله چندانی نداشتیم؛ اما شلیک پیاپی عراقیها از دو سنگر کار را مشکل می‌کرد. دو نفر از بچه‌ها را مامور خاموش کردن یکی از سنگرها کردم و شهید «اسماعیل گهزادی» و برادر «شجاعی» که عیالوار بود و صاحب 7 فرزند، هم مأموریت یافتند تا سنگر دوم را خاموش کنند. مشکل اساسی حوضچه بود. حوضچه‌ای که تا بحال جان بسیاری از بچه‌ها را گرفته بود.

با بقیه بچه‌ها به طرف حوضچه راه افتادیم و به آرامی و جدا از یکدیگر به آن نزدیک می‌شدیم. همانگونه که گام بر‌می‌داشتم به چند نفر از بچه‌ها که در جلو من گام بر‌می‌داشتند، نگاه می‌کردم.

آنها بدون هول و هراس، جسم خسته و گرسنگی کشیده‌شان را به سوی حوضچه می‌کشاندند. آنجا تله مرگ بود. قتلگاه بسیاری از دوستانمان. خشم و نفرت از حوضچه، گامهایمان را توانایی می‌بخشید و محکم و استوار بدان سوگام بر‌می‌داشتیم.

تا حوضچه چندان فاصله‌ای نداشتیم. در این هنگام، متوجه صدای خش‌خشی از پشت سرم شدم. با یک نگاه متوجه شدم که یک سرباز عراقی مسلح پشت سرم قرار دارد. بچه‌هایی که نزدیک من بودند، متوجه او نشده و بی‌خیال جلو می‌رفتند. سرباز عراقی در موقعیتی قرار داشت که علاوه بر من، می‌توانست تعدادی دیگر از بچه‌ها را هم به رگبار ببندد. عرق سردی روی پیشانیم نشسته بود، ضامن نارنجک را کشیدم و آنرا آماده پرتاب به سمت آن عراقی کردم. در این هنگام صدای رگباری بلند شد و به دنبال آن سرباز عراقی نقش زمین گردید. بلافاصله نارنجک را به محوطه‌ای باز پرتاب کردم. و سپس نفس راحتی کشیدم. دقایق بعد بچه‌های امداد که سرباز عراقی را به رگبار بسته بودند، به نزدیک من رسیدند. از آنها تشکر کردم و دوباره براه افتادیم. در جا‌به‌جای نخلستان مواجه می‌شدیم. بچه‌های گردان مسلم‌بن‌عقیل با جدیت و شهامت می‌جنگیدند. خط اصلی و مهم حوضچه بود.

با اشاره دست به بچه‌ها فهماندم که برای خاموش کردن حوضچه باید از نارنجک استفاده کنیم. نارنجکها در دست و آماده حمله شدیم. زمان عمل فرا رسیده بود. نارنجک اول را که من در داخل حوضچه پرتاب کردم، بچه‌ها هم کارشان را شروع کردند. آنچه نارنجک با خود داشتیم به داخل حوضچه پرتاپ کردیم و توانستیم لانه کژدم را خاموش کنیم.

از حوضچه با احتیاط گذشتیم و شروع به پیش‌روی کردیم. همانگونه که جلو می‌رفتیم. از پشت نخلها متوجه چند عراقی شدم. هوا که روشن شد چاره‌ای نداشتیم جز اینکه به آب بزنیم. چندتایی از بچه‌ها زخمی بودند و من وقتی که آنها به آب زدند، فشار دردی را که به مشقت تحمل می‌کردند در چهره شان مشاهده کردم. به همه تاکید کردم که اگر عراقیها سر رسیدند، زیر آب فرو روند.

هوا کاملا روشن شده بود، به آرامی در اروند صغیر پیش می‌رفتیم. در این لحظه ناگهان سر و کله چند عراقی پیدا شد. آنها که رد ما را تا اینجا گرفته بودند با رسیدن به آب توقف کردند. همه در یک لحظه نفس را در سینه حبس کردیم و به زیر آب فرو رفتیم. لحظات سختی بود، از خدا کمک می‌خواستم و زیر آب تنها توجه‌ام به او بود. صدای چند انفجار که ناشی از پرتاب نارنجک در آب بود، شنیده شد و لحظه بعد سکوت و سکوت، به آرامی سرم را از آب بیرون آوردم و چون اثری از عراقیها ندیدم بچه‌ها را صدا زدم و به اتفاق هم شروع به حرکت در آب کردیم. صدای انفجارها و رگبار گلوله‌ها کماکان با شدت تمام ادامه داشت. خستگی و گرسنگی از یک طرف و آب سرد اروند هم از طرف دیگر توان را از ما برده بود، به زحمت جلو رفتیم تا به محوطه‌ای باتلاقی رسیدیم. با بدن و لباسی خیس از آب بیرون آمدیم و با احتیاط باتلاق را طی کردیم. در اینجا بود که صدای نیروهای خودی به گوشمان رسید. با کمی دقت متوجه شدیم که آنجا خاکریز نیروهای خودی است، بچه‌ها در آمد و رفت بودند و سخت تکاپو می‌کردند. از خوشحالی در پوست نمی‌گنجیدیم. فورا چفیه‌ای را بر اسلحه‌ای بستیم و شروع کردیم به علامت دادن. آنها خیلی زود متوجه شدند.

زمان سختی به سر آمده بود. لحظاتی بعد با کمک بچه‌ها به آن طرف خاکریز رسیدیم. پایمان به آن طرف خاکریز که رسید، روی زمین ولو شدیم. خستگی و گرسنگی مجالی نمی‌داد که با بچه‌ها خوش‌وبش کنیم. با بیحالی چشمم را به اطراف گرداندم. در کنار خاکریز و در چند متری‌ام، تعدادی از شهدا را مشاهده کردم که کنار هم قرار گرفته بودند. مجروحین زیادی هم با دردهای خود دست و پنجه نرم می‌کردند. آتش شدید دشمن توان هر حرکتی را از بچه‌ها سلب کرده بود. به خود آمدم و متوجه خود شدم. از شدت خستگی و ضعف توان ایستادن روی پاهایم را نداشتم. شدیدا لاغر شده بودم؛ بطوریکه از کمربندم چهار سوراخ کم شده بود. در این هنگام وانتی به سرعت به پشت خاکریز رسید و مشغول سوار کردن اجساد شهدا شد. با مشقت بلند شدم و به اتفاق بچه‌ها نزد راننده وانت رفتیم. وقتی از او خواستیم که ما را به عقب منتقل کند، سری با تأسف تکان داد و گفت: «به من دستور داده‌اند فقط شهدا را به عقب منتقل کنیم، من شرعا باید به وظیفه‌ام عمل کنم.» هر چه سعی کردیم او را متقاعد کنیم، او به خرجش نرفت. چاره‌ای نبود. ماندن در اینجا یعنی ذره ذره جان دادن. دیگر رمقی نداشتیم که بتوانیم بمانیم و مقاومت کنیم. ناچار و برخلاف میل باطنی‌ام به بچه‌ها گفتم: «بالا، بچه‌ها بپرید بالا.» 13 نفر بودیم. از یک گروهان تنها 13 نفرمان باقی مانده بود، و هر کدام با تنی فرسوده و قلبی زخم خورده خود را به گونه‌ای کنار شهدا جای دادیم. راننده وقتی عکس العمل ما را دید فریاد زد: « تا پایین نروید حرکت نمی‌کنم. » در این هنگام یک خمپاره در نزدیک ماشین منفجر شد و او شتابان سوار شد و حرکت کرد.

ماشین نخلستان رنگین شده به خون همرزمان شهید ما را پشت سر می‌گذاشت و سیلاب اشک چشمان در گود فرو رفته ما را شستشو می‌داد. مویه‌ها و گویه‌هایمان بلند بود. چهره تک‌تک بچه‌های مجروح و شهیدی را که در نخلستان جا گذاشته بودیم مثل یک فیلم در جلو چشمانم ظاهر می‌شدند. دقایقی بعد نخلستان از دید ما پنهان شد.

از شدت ضعف و سرما به حدی می‌لرزیدم که دندانهایم به شدت به هم می‌خورد و صدا می‌داد. بچه‌ها که حال و روزشان بهتر از من نبود پارچه‌ای بین دندانهایم قرار دادند تا از شکستگی آنها جلوگیری شود. لرزش من هر لحظه شدیدتر می‌شد. بچه‌ها که وضع را اینگونه دیدند، ماشین را نگه داشتند و مرا به جلو ماشین منتقل کردند. کم‌کم به نزدیک جاده و مقر لشکر رسیدیم. در آنجا با دیدن تعدادی از بچه‌های گردان که باقی مانده بودند، چشمهایم روی هم آمد و بیهوش شدم.

چشم که باز کردم، خودم را در اورژانس دیدم. سرم بر دستم وصل و دکتری بالای سرم ایستاده بود. دقایقی بعد دکتر مرا تنها گذاشت. سرم را به اطراف چرخاندم و از دیدن کسی که روی تخت کناری‌ام خوابیده بود، سخت تعجب کردم. او دانشجو بود و با ما در محاصره قرار داشت. تا نزدیک حوضچه او را دیده بودم، اما بعد از آن هیچ اثر و نشانی از او نیافتم. به خاکریز نیروهای خودی هم که رسیدیم، او را در جمع خود نیافتیم. و حالا او در کنار من قرار داشت. سخت متعجب بودم و دوست داشتم بدانم که او چگونه سر از اینجا در آورده است.

صدایش که زدم، نگاهی به من کرد و بلافاصله احوالم را پرسید.

از او خواستم تا ماجرایش را برایم بگوید. او آهی کشید و در حالی که به سقف خیره شده بود گفت: « خدا اگر بخواهدَ، قادر است شیشه را در کنار سنگ سالم نگه دارد. کنار حوضچه که رسیدیم، من از فرط خستگی خوابم برد. شب از نیمه گذشته بود که از خواب بیدار شدم. در یک لحظه متوجه شدم که بین عراقیها قرار گرفته‌ام. توکل بر خدا سر از خاکریز نیروهای خودی در آوردم.»

بعد در حالی که لبخندی بر لب داشت ادامه داد: « و حالا هم در خدمت شما هستم.»

عملیات کربلای 5 در همین جا متوقف گردید و من بعدها شنیدم که اکثر بچه‌های زخمی به همراه مهندس و سیدهادی به اسارت نیروهای عراقی در آمده‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 17:47  توسط مدیروبلاگ  | 



                             
وین همه مهراست از او یادگار

غصه ها رفتند و افسانه شدند
                             
ناله ها فریاد مستانه شدند

دردهه فجرامتش پیروزشد
                             
ماه بهمن ماه جان افروزشد

فجرگویی نوبهارزندگی
                             
چون چراغی در ره سازندگی

ماهمه دلداده ی رهبرشدیم
                             
تا ابد او یار و ما یاورشدیم

گفته بودم قصه دارم با شما
                             
قصه ای از ماه بهمن بچه ها

آنچه بشنیدید برآیندگان
                             
بازگویید تا بماند همچنان

از نهضت قاطعانه ی روح الله
                             
شد دست ستمگران ز ایران کوتاه

با دست تهی و این همه پیروزی
                             
لا حول و لا قوت الا بالله


فردا منتظرتون هستیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت 21:50  توسط مدیروبلاگ  | 

صدای چکاندن تفنگ آمد ولی من احساس کردم که به من تیتری اصابت نکرده. چند تا تیر دیگر هم شلیک شد اما اتفاقی نیفتاد. طی چند سال اسارت، این شکنجه بدترین و وحشتناک ترین شکنجه بود. بسیار بد بود.
لحن صادقانه اش بوی شهید باکری را دارد. فضای باطراوت آذربایجان عزیز را. سیدفرامرز حسینی از آزاده هایی که طی سه سال اسارت، هیچ نام و نشانی از او در صلیب سرخ منتشر نشد و در یکی از سیاه ترین نقطه های عراق دوران صدام حسین یعنی استخبارات، زندانی بود.
به گزارش سایت جامع آزادگان، این آزاده که در دوران اسارت از درجه داران نیروهای ارتش جمهوری اسلامی بود، با همان لهجه شیرین آذری اش از تلخی های اسارت گفت. حاصل گفت وگو با این آزاده سرفراز پیش روی شماست.
* چه زمانی اسیر شدید؟
تابستان ۶۶، در ارتفاعات شمال غرب، منطقه کردستان، در برگشت از ماموریت شناسایی برون مرزی به وسیله نیروهای عراقی دستگیر شدیم. نیروهای عراقی از نیروهای ضدانقلاب کمک گرفتند و این اتفاق افتاد.
* بعد از اسیر شدن تان، چه اتفاقاتی برایتان افتاد؟
ابتدا ما را به قرارگاهی در اردبیل منتقل کردند. دو نفر از همراهان ما در کمین گلوله خورده بودند. وسط راه به دلیل اینکه باید از موانع زیادی رد می شدیم، یکی از این همراهان را که آقای یزدان دوست بود، تهدید به کشتن کردند. ما اعتراض شدیدی به این تهدید کردیم. آنها عنوان کردند که ما دیگر نمی توانیم زخمی های شما را حمل کنیم. بنابراین ما خودمان قبول کردیم که زخمی هایمان را حمل خواهیم کرد. بعد به منطقه ای رسیدیم که هلیکوپتر در آنجا بود و ما را با آن به اربیل منتقل کردند. بعد به استخبارات عراق در بغداد منتقل شدیم. استخبارات سازمان امنیت عراق است که بسیار مخوف و چیزی شبیه ساواک است. در آنجا شکنجه گران متبحر و بی رحمی حضور داشتند. در آنجا ۵، ۶ افسر ایرانی اسیر بودند که این موضوع برای عراقی به لحاظ تبلیغات حائز اهمیت بود. این در حالی بود که تعداد اسرای افسر عراقی در ایران بسیار بیشتر بود. من و یکی دیگر از همراهان، درجه ستوانی داشتیم. یک سرگرد و یک سرباز وظیفه هم با ما بودند.
آنها می خواستند از ما بهره برداری سیاسی بکنند و به ما عنوان کردند که اینجا استخبارات است و شما هم جزو اسرای گمنام باقی خواهید ماند مگر اینکه با ما همکاری کنید. من به شخصه اطلاعات خاصی نداشتم. برای من سوال بود که اطلاعات یک گروهان به چه درد آنها می خورد. ولی این را می فهمیدیم که اطلاعات یک ستوان به درد ارتش دشمن نمی خورد. دیدیم که دو تا ورقه سفید برای ما آوردند. بالای آن نوشته بود مصاحبه تلویزیونی. چند تا سوال هم در آن نوشته شده بود و ما باید به آنها پاسخ می دادیم.
در بین سوالات معمول، چند سوال سیاسی هم وجود داشت. ما گفتیم که حاضریم مصاحبه تلویزیونی کنیم اما به این سوالات سیاسی شما جواب نخواهیم داد. آنها اعلام کردند اگر این کار را نکنید تا پایان اسارت تان گمنام باقی خواهید ماند. ما سه نفر درجه دار همفکری کردیم و تصمیم گرفتیم که مصاحبه نکنیم. آنها هم واقعا بلوف نزدند و ما را تا آخر جزو ثبت شده ها ما را قرار ندادند.
* به شکنجه گران متبحر در استخبارات اشاره کردید. چه نوع شکنجه هایی می شدید؟
از جمله شکنجه هایی که انجام می شد تا ما را وادار به مصاحبه کنند این بود ک چشم های ما را بسته بودند و گفتند به دستور رئیس استخبارات چون شما حاضر به مصاحبه نشده اید پس اعدام می شوید. یک مقدار شک و دودلی در ما به وجود آمده بود. هر سه نفر را وارد یک خودرویی کرده بودند که به نظر وانت بار مانند بود. مسیری ما را با خودرو بردند. یک جایی ما را پیاده کردند که خاک بود و خار و خاشاک به پاهای ما برخورد می کرد. فهمیدیم که در بیابان هستیم. دوباره از ما پرسیدند مصاحبه می کنید؟ ما گفتیم نه. ما کنار هم قرار گرفته بودیم و من یاد هست که دست آقای نورمحمد عباسی را گرفته بودم. صدای گلنگدن آمد.

گفت‌وگو با آزاده سید فرامرز حسینی
به یکباره تمام دوران زندگی به قول معروف فلاش بک شد و جلوی چشم من آمد. صدای چکاندن تفنگ آمد ولی من احساس کردم که به من تیتری اصابت نکرده. چند تا تیر دیگر هم شلیک شد اما اتفاقی نیفتاد. طی چند سال اسارت، این شکنجه بدترین و وحشتناک ترین شکنجه بود. بسیار بد بود. علاوه بر اینکه هر کدام از ما باید منتظر مرگ خود می شدیم، به فکر دوستانمان هم بودیم که با چکاندن هر ماشه، این فکر در ذهن ما به وجود می آمد که کدامیک از دوستان ما شهید شدند. بعد از آنکه سوار ماشین شدیم و هر سه نفر توانستیم دست هم را بگیریم خوشحال شدیم از اینکه هر سه نفر زنده ایم. موقعی که ما را به سلول منتقل می کردند و چشم هایمان را باز می کردند من یک لحظه یک دوربین فیلمبرداری دیدم. حس کردم شاید در این حالت از ما فیلم گرفته اند که از تلویزیون پخش کنند. البته من قول موثقی نشنیدم در این باره. به هر حال چنین شکنجه ای را من از زبان بسیاری از آزاده نشنیدم. به نظر می رسید که چنین شکنجه ای منحصر به فرد باشد. با این همه، ما خیلی خوشحال بودیم که تن به این مصاحبه نداده ایم.
* با توجه به اینکه آن شرایط، بسیار دشوار بود و اگر شما حتی مصاحبه هم می کردید کسی بر شما خرده نمی گرفت، چه عاملی سبب شد تا این طور جسورانه عمل کنید؟
شاید یکی از دلایلش این بود که ما قبل از آن، در فضای جبهه و جنگ قرار گرفته بودیم و رشادت های بسیاری از همرزمان مان دیده بودیم بنابراین حس جسورانه می توانست از همان جبهه ها نشات گرفته باشد. به هر حال ظرفیت انسان حد و مرزی دارد و این را هم می دانستیم که اگر کسی تحت شکنجه حرف هایی را بزند که نادرست باشد، مورد نکوهش قرار نمی گیرد. اما وقتی همه این مسائل را کنار هم می گذارم و آن مقاومت را بررسی می کنم لطف خدا و خواست باریتعالی هم در میان بود. به گونه ای ما با خداوند رودربایستی پیدا کرده بودیم و تصمیم گرفته بودیم که تا آخرش تن به مصاحبه ندهیم.
* اتفاقات دیگری در همان استخبارات به وجود آمد که نشان دهنده روحیه مقاوم آزاده های ما باشد؟

یک هم اردوگاهی داشتیم به نام آقای محمود قانعی که از هوابرد بود. روزی از او کاری خواسته بودند که تن به آن کار نداده بود. جلوی چشم همه با انبردست دانه سبیل های او را کشیدند. این اتفاق تلخی بود. این مسائل را ما فقط چنین صحنه هایی را در طالبان می توان دید. سبیل های قانعی پرپشت بود و هر بار که تارهای موی سبیل او کنده می شد خون جاری می شد اما هیچ صدایی از او در نمی آمد. فقط از شدت دردی که می کشید ناخودآگاه از چشمان او اشک جاری شده بود. البته گریه نبود. خود ما هم به او اعتراض می کردیم که چرا خواسته شان را انجام نمی دهی؟ اما او ایستاد و زیر بار خواسته آنان نرفت. ما چنین ذخایری را در جنگ داشته ایم که خوشبختانه بسیاری از آنان هنوز هم به صورت فعال در عرصه های مختلف جامعه حضور دارند.
* احساس تان چگونه بود در لحظه ای که مشخص شد دوران اسارت به زودی پایان می یابد و شما به وطن باز می گردید؟ شرایط اردوگاه آیا تغییر کرد؟ بعثی ها رفتارشان با شما چگونه بود؟

شرایط بسیار غیرقابل وصف بود و غیرقابل باور و عین خواب. ما مرتب در ذهن مان این سوال پیش می آمد که آیا این موضوع واقعیت دارد یا نه. شرایط اردوگاه بسیار تغییر کرده بود و بعثی ها هم تغییر رفتار بسیار زیادی داشتند.
* پیش از آنکه پا در خاک وطن بگذارید، چه ذهنیتی از فضای کشور داشتید؟ چقدر این ذهنیت با واقعیت شباهت و تفاوت داشت؟
ذهنیت ما از وطن این بود که تشنه استقبال از فرزندان خود است و آنچه که ما به چشم دیدیم بسیار بالاتر از آن چیزی بود که تصور می کردیم. استقبال مردم شگفت آور بود.
* -وقتی که به ایران بازگشتید، هنگام حضور در حرم امام خمینی(ره) چه احساسی داشتید؟
احساس فرزندی را داشتیم که پس از سال ها دوری از خانه به خانه اش بازگشته اما موفق به دیدار از مراد و بزرگش نشده است. بنابراین با حضور در حرم ایشان، این دیدار را انجام دادیم که لحظه تاثرآوری بود.
* آیا در اردوگاه برای مقابله با سختی ها و دشواری ها برنامه های هنری هم داشتید؟
عراقی ها به ما اجازه برگزاری برنامه خاصی را نمی دادند  اما هر کس به صورت خودجوش در امر کارهای هنری فعالیت می کرد. کارهایی مثل تبدیل یک سنگ به یک حرف یا نوشته خاص، درست کردن تسبیح با هسته های خرما و... کارهایی بود که بچه ها به لحاظ هنری انجام می دادند.
* اسرا در اردوگاه شما به رادیو هم دست یافته بودند؟
متاسفانه ما در اردوگاه مان به رادیو دسترسی نداشتیم.
* آیا در اردوگاه شما کسانی هم بودند که به قول معروف کم بیاورند و دست به آدم فروشی بزنند؟ رفتار شما با آنها چطور بود؟ آیا دست به بایکوت شان هم می زدید؟
در اردوگاه ما چنین آدم هایی به آن شکل که می گویید وجود نداشتند ولی نفراتی بودند که یک مقدار از نظر روحیه، نسبت به دیگران عقب تر بودند. اما در کل مشکل خاصی به وجود نیامد.
* آیا هنوز هم خاطرات آن دوران را در ذهن تان مرور می کنید؟ برخی از آن خاطرات را با اطرافیان هم درمیان می گذارید؟ واکنش آنها چگونه است؟
خیلی کم پیش می آید که خاطرات این دوران را برای دیگران بازگو کنم چرا که بسیاری از این خاطرات دیگران را ناراحت می کند و من سعی می کنم که دیگران را با گفتن این خاطرات ناراحت نکنم.
منبع سایت تابناک

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 18:2  توسط مدیروبلاگ  | 



رهبر انقلاب، منتقدان دولت را به انصاف و شرح صدر فراخواندند و خاطرنشان کردند: بیش از چند ماهی‌ نیست که دولت مسئولیت را به عهده گرفته است. باید به مسئولان فرصت داد‌ که کارها را با قدرت‌ پیش ببرند؛ ضمن آنکه منتقدین باید در قبال دولت‌ با شرح صدر برخورد کنند. ایشان مسئولان دولتی را هم به شرح صدر در برابر منتقدان دعوت کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی، مقوله استقلال و مقابله با قدرت‌های مداخله‌گر و سلطه‌جو را یکی از پایه‌های اصلی انقلاب اسلامی برشمردند و گفتند: اظهارنظرهای بی‌ادبانه مقامات آمریکایی برای همه، مایه عبرت است و ملت ایران باید مذاکرات اخیر و صحبت‌های آمریکایی‌ها را با دقت نظاره گر باشد.

به گزارش «تابناک»، ایشان همچنین با اشاره به اینکه لازمه تأمین و حفظ استقلال، موضع‌گیری صریح و شفاف و بدون پرده پوشی درخصوص مبانی و ارزش‌های انقلاب اسلامی و خطوط اصلی امام بزرگوار از جمله موضوع امریکاست، تأکید کردند: راز ماندگاری و استحکام و اقتدار درونی نظام اسلامی، متکی بودن نظام بر ایمان‌ها، محبت‌ها و اراده‌های مردم است و ملت ایران در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، شعارهای انقلاب را با استحکام فریاد خواهد زد و بار دیگر اقتدار ملی و ایستادگی خود را به جهانیان نشان خواهد داد.

در این دیدار که در سالروز بیعت تاریخی فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش با امام راحل (ره) در نوزدهم بهمن سال ۱۳۵۷‌ برگزار شد، فرمانده کل قوا، این حادثه را دارای ابعاد گوناگون و پربرکت خواندند و افزودند: یکی از زوایای بسیار مهم حادثه نوزدهم بهمن، زنده کردن احساس استقلال در نیروی هوایی و سپس ارتش بود، زیرا زمینه‌سازِ روحیهٔ خودباوری و تکیه بر ظرفیت‌های درونی شد.

رهبر انقلاب اسلامی در تبیین مفهوم استقلال‌ به شیوه‌های استعمار جدید در استفاده از عوامل وابسته به خود بجای حضور مستقیم در کشور‌ها، اشاره کردند و گفتند: برای مقابله با استعمار جدید علاوه بر مبارزه با استبداد و دیکتاتوری حاکم، باید با قدرت سلطه گر خارجی و حامی این دیکتاتور نیز مقابله کرد زیرا «مبارزه با مستبد و در عین حال سازش با مستکبر» به نتیجه نخواهد رسید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین خصوص به سرنوشت برخی انقلاب‌های منطقه اشاره و خاطرنشان کردند: آن انقلابی پیروز خواهد شد که قدرتِ مداخله‌گرِ پشت سرِ دیکتاتور را بشناسد و به جای سازش، با آن قدرت سلطه‌گر مبارزه کند.

ایشان افزودند: بر همین اساس بود که پس از تسخیر سفارت سابق امریکا در تهران به دست جوانان انقلابی، امام (ره)، آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامیدند زیرا این حرکت نشان داد که ملت ایران بعد از سرنگونی رژیم طاغوت، لایه بعدی سلطه و گرفتاری را می‌شناسد و با او مبارزه می‌کند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این شناخت، و مبارزه با قدرت مداخله‌گر، معنی واقعی استقلال است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: قدرت‌های خارجی و مداخله‌گر از حس استقلال هر کشوری می‌هراسند لذا همواره سعی می‌کنند با شیوه‌های گوناگون، حس استقلال خواهی در ملت‌ها و مسئولان آن‌ها را تضعیف کنند.

ایشان یکی از این شگرد‌ها را القای «منافات داشتن استقلال با پیشرفت» بیان کردند و افزودند: دستگاه‌های تبلیغاتی قدرت‌های سلطه‌گر و عوامل داخلی آن‌ها تلاش دارند تا این گونه وانمود کنند که تکیه بر منافع و هویت ملی با پیشرفت سازگاری ندارد، بنابراین اگر کشوری بخواهد پیشرفت کند باید از میل استقلال خواهی خود‌ بکاهد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این حرف کاملاً نادرست و ساخته و پرداخته کسانی است که با استقلال کشور‌ها مخالفند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه استقلال به معنای بداخلاقی و قهر کردن با دنیا نیست، خاطرنشان کردند: استقلال به معنای سدّی در مقابل نفوذ کشورهایی است که می‌خواهند منافع ملت‌ها را تحت الشعاع منافع خود قرار دهند.

ایشان لازمه تأمین و حفظ استقلال را تکیه صریح و شفاف بر مبانی، اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی دانستند و با اشاره به سیره امام خمینی (ره) در بیان صریح و بدون ابهام مواضع، افزودند: امام (ره)، موضع خود را درخصوص رژیم طاغوتیِ موروثیِ استبدادی و سلطنتی، بدون ملاحظه و پرده پوشی بیان کردند، امام (ره) نظر خود را درباره لزوم استقرار نظام مبتنی بر اسلام و ارزش‌های اسلام به صراحت اعلام کردند، امام (ره) موضع خود را در مقابل شبکهٔ صهیونیستی خطرناکِ حاکم بر دنیا و همچنین رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی بدون هیچ گونه ملاحظه‌ای مطرح کردند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امام بزرگوار (ره) بدون هیچ پرده پوشی نظام سلطه را که‌‌ همان نظام بین‌المللی معتقد به تقسیم دنیا به «سلطه پذیر و سلطه‌گر»، است، رد کردند و صریح و شفاف در مقابل تجلی واقعی این نظام سلطه یعنی دولت امریکا، موضع گرفتند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: این موارد، اصول و پایه‌های انقلاب اسلامی است و بعد از گذشت ۳۵ سال، این اصول و اهداف همچنان تغییر نکرده و نظام اسلامی با پافشاری بر این اصول و حرکت در این مسیر به پیشرفت‌های حیرت‌انگیزی در بخش‌های مختلف دست یافته و به یک قدرت بزرگ منطقه‌ای و یک عنصر مؤثر بین‌المللی تبدیل شده است.

ایشان افزودند: ایستادگی صریح و مستحکم ملت ایران بر اصول و مبانی انقلاب موجب شده است که با وجود سیاست «ایران هراسی» دستگاه‌های تبلیغاتی وابسته به قدرتهای مداخله‌گر در سال‌های اخیر، اکنون ملت‌های دنیا و حتی نخبگان بی‌غرض، ملت ایران را به عنوان ملتی شجاع، با صداقت، هوشمند، مقاوم و صبور بشناسند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امروز نه تنها محبوبیت و آبرومندی ملت ایران کاهش نیافته بلکه افزایش هم پیدا کرده است ولی در مقابل، نفرت ملت‌ها از امریکا بیشتر شده است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه «راز ماندگاری» نظام جمهوری اسلامی ایران بر ریل انقلاب و خطوط اصلی امام، «صراحت در اعلام مبانی و مواضع» بوده است، گفتند: به هیچ وجه نباید این صراحت و شفافیت را دربرابر دوستان و دشمنان ملت ایران از دست داد و مواضع جمهوری اسلامی ایران باید شفاف و صریح بیان شود.

ایشان تأکید کردند: «تاکتیک‌ها و شیوه‌های کار» را می‌توان تغییر داد اما «اصول و مبانی» باید مستحکم باقی بمانند و همین موضوع راز استحکام و پیشرفت کشور است.

رهبر انقلاب اسلامی شناخت دقیق دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی را نیز مهم ارزیابی کردند و افزودند: دشمنان انقلاب، چند قدرت فاسد و بی‌آبرو در دنیا هستند اما دوستان انقلاب اسلامی، همه ملت‌هایی هستند که شعارهای انقلاب و پیام ایستادگی همراه با مظلومیت ملت ایران را درک کرده‌اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «راز استحکام و اقتدار نظام اسلامی» را حمایت مردم از نظام اسلامی و پیوستگی آنان با نظام دانستند و گفتند: مسئولان امریکایی در مذاکرات با مسئولان کشور، می‌گویند ما به دنبال تغییر رژیم ایران نیستیم در حالیکه دروغ می‌گویند زیرا آن‌ها اگر توانایی این کار را داشته باشند، لحظه‌ای درنگ نخواهند کرد.

ایشان افزودند: دلیل دیگر در ناتوانی امریکا در تغییر نظام اسلامی، اتکای این نظام به ایمان‌ها، محبت‌ها و اراده‌های مردم است.

رهبر انقلاب اسلامی، حضور مردم در صحنه و حمایت آنان از انقلاب و شعار‌ها و ارزشهای آن را بعد از گذشت ده‌ها سال، در دنیا بی‌نظیر خواندند و تأکید کردند: در روز ۲۲ بهمن همه خواهند دید که ملت ایران بار دیگر در همه شهر‌ها با استحکام به صحنه خواهد آمد و اقتدار ملی خود را به جهانیان نشان خواهد داد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین، «راز موفقیت و پیشرفت‌های ملت ایران» را، ایستادگی و «راز امنیت ملت» را نشان دادن اقتدار ملی دانستند و خاطرنشان کردند: یکی از مظاهر اقتدار ملی، اجتماعات عظیم مردم همچون راهپیمایی ۲۲ بهمن و همچنین انتخابات گوناگون است و

هنگامی که مردم اقتدار ملی را به رخ دشمن می‌کشند، دیگر کاری از دست دشمن بر نمی‌آید.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اظهارات و مواضع اخیر مقامات امریکایی گفتند: این اظهارات، برای مردم ما مایه عبرت است. ملت ایران مذاکرات اخیر و اظهارنظرهای بی‌ادبانه امریکایی‌ها را زیر نظر داشته باشد، تا همه، دشمن را به خوبی بشناسند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تلاش برخی برای «تغییر نظر مردم» درخصوص دشمنی امریکا، خاطرنشان کردند: در همین اظهارات، دشمنیِ دشمن و دورویی او را ببینید. امریکایی‌ها در جلسات خصوصی با مسئولان ما به یک گونه صحبت می‌کنند و خارج از این جلسات، به گونه‌ای دیگر، این‌‌ همان دورویی و نیت سوء و پلید دشمن است که ملت باید این موارد را با دقت نظاره کند.

ایشان افزودند: این مواضع و اظهارنظر‌ها، نشان دهنده درستی‌‌ همان توصیه همیشگی به مسئولان کشور یعنی «لزوم حفظ اقتدار درونی» است و خوشبختانه مسئولان اقتصادی به این نتیجه رسیده‌اند که راه برطرف کردن مشکلات، تقویت ساخت درونی است و مقدمات لازم برای این کار را آغاز کرده‌اند.

رهبر انقلاب اسلامی بار دیگر تأکید کردند: تنها راه حل مشکلات اقتصادی کشور، نگاه به ظرفیت‌های بیشمار درونی است و نه نگاه به بیرون و برداشته شدن تحریم‌ها. به دشمن نمی‌توان چشم دوخت و از دشمن نمی‌توان انتظار داشت.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به برخی اظهارنظرهای مقامات امریکایی مبنی بر اظهار دوستی با ملت ایران، افزودند: آن‌ها در این خصوص نیز دروغ می‌گویند. از یک طرف می‌گویند با ملت ایران دوست هستیم اما از طرف دیگر این ملت را تهدید می‌کنند و انتظار هم دارند که جمهوری اسلامی از قدرت دفاعی خود بکاهد و این، واقعاً تمسخیرآمیز است.

فرمانده کل قوا تأکید کردند: ملت ایران و مسئولان در بخشهای مختلف بویژه نیروهای مسلح، به توفیق الهی، روز به روز قدرت دفاعی خود را افزایش خواهند داد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «تکیه بر نیروی داخل» را نجات دهنده کشور و زمینه ساز حل مسائل گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دانستند و افزودند: سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در آینده نزدیک ابلاغ خواهد شد و در پی آن، اقدامات و ساخت‌های لازم برای ایجاد اقتصاد مقاومتی بوجود خواهد آمد.

ایشان چند توصیه هم به مردم و مسئولان داشتند.

توصیه اول، تأکید بر حفظ وحدت آحاد ملت، مسئولان و نخبگان و جلوگیری از مخدوش شدن متن بوسیله حواشی بود.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: امروز متن حرکت ملت ایران، ایجاد اقتدار درونی و ایستادگی در مقابل توفان‌های مخالفت و معارضه است که به لطف خداوند، ملت ایران همانند ۳۵ سال گذشته این طوفان‌ها را خنثی خواهد کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: باید وحدت میان مردم و مسئولان از طریق اعتماد مسئولان و مدیران کشور به مردم و همچنین اعتماد مردم به مسئولان افزایش یابد.

توصیه دیگر رهبر انقلاب اسلامی، به منتقدان دولت و همچنین مسئولان دولتی بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، منتقدان را به انصاف و شرح صدر فراخواندند و خاطرنشان کردند: دولت، چند ماهی بیش نیست که مسئولیت را به عهده گرفته است، باید به مسئولان فرصت داده شود که کار‌ها را با قدرت به پیش ببرند، ضمن آنکه منتقدین باید در قبال دولت، با شرح صدر برخورد کنند.

ایشان مسئولان دولتی را هم به شرح صدر در برابر منتقدان دعوت کردند و گفتند: همه باید به یکدیگر احترام بگذارند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برخی عوامل دشمن در داخل کشور، تأکید کردند: نباید با غفلت از این عوامل، اجازه داد که آن‌ها از برخی نقاط ضعف استفاده و در حرکت کشور خلل ایجاد کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: همه باید با کمک یکدیگر در راه امام (ره) و مسیر اقتدار کشور، به پیش رویم و به لطف خداوند، این ملت موفق خواهد شد که همه امور را به بهترین وجه جلو ببرد.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان یک اطمینان خاطر هم دادند و گفتند: ملت ایران در قضیه هسته‌ای و در دیگر قضایا، بر دشمنان پیروز خواهد شد.

در ابتدای این دیدار امیر سرتیپ خلبان حسن شاه صفی فرمانده نیروی هوایی ارتش با تبریک ولادت امام حسن عسکری (ع) و گرامیداشت نوزدهم بهمن سالروز بیعت تاریخی همافران با امام خمینی (ره)، گزارشی از توانمندیهای داخلی و پیشرفتهای نیروی هوایی ارائه و تاکید کرد: هیچ نقطه‌ای برای درهم شکستن هیمنه دشمن دور از دسترس سربازان ملت نیست.

فرمانده نیروی هوایی ارتش با بیان اینکه ورشکستگان سیاسی غرب از روی میز بودن گزینه نظامی حرف می‌زنند تصریح کرد: هشت سال ایستادگی و تحقیر جبهه استکبار بخشی از تاریخ مشترک ما و آنهاست که مطالعه آن را به رجزخوانان تهیدست توصیه می‌کنیم و یقیناً پاسخ ما قاطع، پشیمان کننده و غرور انگیز خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 17:58  توسط مدیروبلاگ  | 


بسم الله الرحمن الرحیم .

والفجر. ولیال عشر. والشفع والوتر. والیل اذایسر.

به نام آن که  نام و یادش مظهر امید و لطف و احسان است .

سلام بر شهیدان و امام شهیدان

و درود بر فجر آفرینانی که نهال دهه فجر همواره به همت والایشان یادگار و ماندگار مانده است.

و سلام بر شما رهروان راستین فجرآفرینان در این جشن پیروزی ایرانیان

آرزو دارم چو بهمن مظهرامید باشیم

صبح روشن در پس شب باشیم

و جاوید باشیم

سلام .

سلام به شما مهربانان و دوستان همیشه جاودان

خاطرات روزهای بهمن و لحظه های ناب پیروزی، بر شما عاشقان ایران مبارک باد.


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1392ساعت 10:29  توسط مدیروبلاگ  | 


به دنبال گسترش قیام مردمی، امام قدس سره در پیامی عزم خود را مبنی بر بازگشت به ایران اعلام می دارد. بختیار که با حمایت امریکا و به عنوان یک چهره ی ملی قصد مهار انقلاب و خاموش کردن شعله های قیام را دارد، خود را در این امر ناتوان می یابد و می کوشد که با قانونی جلوه دادن دولت خود، قیام مردم را سرکوب نماید. مخالفت خود را با بازگشت امام قدس سره اعلام، و دستور بسته شدن فرودگاه های کشور را می دهد. در پی انتشار این دستور مردم خشمگین، به خیابان ها ریخته  و با تحصن و شعارهای کوبنده دولت بختیار را مخاطب قرار می دهند.

 

پس از پانزده سال دوری از وطن درمیان استقبال پرشور مردم قدم به خاک این سرزمین گذاشت ، پانزده سالی که به خاطر خروشیدن بر استبداد و طاغوت و به خاطر بر زبان جاری کردن حقیقت به عراق ، ترکیه و  فرانسه تبعید شد .

پس از یکصد و هفده روز توقف امام خمینی (ره) در نوفل لوشاتو، امام خمینی (ره) ساعت سه و سی دقیقه به وقت تهران به سوی تهران حرکت کردند .

حاشیه های روزی که امام آمد . . .

حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پیامی خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشکر از آنها خداحافظی کردند.

ایشان پس از اقامه نماز در کف هواپیما، روی دو پتو با آرامش خوابیدند ، این در حالی بود که همه علاقمندان، دوستداران و نزدیکان ایشان، نگران انجام این پرواز بودند. خطر انهدام هواپیما و یا ربودن آن در آسمان چیزی بود که همه را تا لحظه فرود آن در فرودگاه تهران، نگران ساخته بود.

در هواپیما دویست نفر امام را همراهی می کردند که پنجاه تن  از آنان همراهان و هواداران و نزدیکان امام خمینی و ۱۵۰ نفر دیگر از خبرنگاران بودند .

راس ساعت نه و سی و هفت دقیقه و سی ثانیه امام در میان حلقه گروه منتخب استقبال کنندگان از پله های هواپیما فرود آمدند .

خمینی ای امام  . . .

با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فریاد «الله اکبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. استقبال کنندگان  با خواندن سرود «خمینی ای امام»، اشک‌های مشتاقان را بر گونه‌هایشان جاری کردند.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1392ساعت 10:26  توسط مدیروبلاگ  | 





























+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1392ساعت 10:12  توسط مدیروبلاگ  | 

 

جناب آقای احدی ضمن تقدير و تشكر از تلاش‌هاي بي‌وقفه جناب‌عالي در راستاي خدمت به آزادگان سرافراز از محضرتان تقاضا داريم در:

1. ابتدا اين مؤسسه را به مخاطبين معرفي نماييد؟

دوران مقاومت حماسي آزادگان سرافراز در زندان‌هاي رژيم بعثي صدام، فصلي سبز از دفتر پرافتخار دفاع مقدس ملت ايران است. فصلي كه براي شاهدان امروز، نسل‌هاي فردا و نيز همه انسان‌هاي منصف و آزاده جهان، حكايت از استقامت، تعهد و وفاداري آزادگان به آرمان‌هاي ديني و ملي خود دارد. ثبت و ضبط حماسه‌هاي مقاومت شكوهمند آزادگان جهت ارائه آن به نسل كنجكاور و تشنه امروز وظيفه‌اي است كه بر دوش دلسوزان و علاقمندان به ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس افتاده است.

مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان در سال 1384 بنابر همين ضرورت و با همت جمعي از آزادگان و با حمايت و تدبير حجت‌الاسلام و المسلمين سيد‌محمدحسن ابوترابي شكل گرفته است تا ضمن دفاع از هويت آزادگان عزيز، با حفظ اصل امانت‌داري، حقيقت وقايع و حوادث دوران پرمرارت مقاومت آنان را براي همه مشتاقان و علاقه‌مندان روايت نمايد.

اين مؤسسه داراي اساسنامه‌اي به شرح ذيل است:

گردآوري، ثبت و انتشار خاطرات، تاريخ و فرهنگ اسيران ايراني از جمله خاطرات مرحوم ابوترابي

نشر و تبليغ فرهنگ اسلامي و انقلابي آزادگان از طريق فيلم، داستان، برنامه‌هاي مستند تلويزيوني، برگزاري مسابقات نشر الكترونيكي و نرم‌افزارهاي كامپيوتري، انتشار نشريه و مجله و ساير ابزار فرهنگي

ارائه خدمات فرهنگي به آزادگان و خانواده‌هاي آنان همچون اردوهاي تفريحي و زيارتي، ديدارهاي سالانه به منظور حفظ و تقويت روحيه ايثارگري

نشر و تبلغ معارف قرآن و اهل‌البيت: به وسيله آزادگان با توجه به تجارب دوران اسارت

گراميداشت ياد و نام آزادگان در مناسبت‌ها و قالب‌هاي ملي و رسمي همچون كتب درسي، مطبوعات،‌ رسانه‌هاي جمعي و انجام هر گونه اقدامات ضروري

تهيه بستر مناسب براي دفاع از هويت و حقوق آزادگان در داخل و خارج كشور

ايجاد فعاليت‌هاي تحقيقاتي و پژوهشي در زمينه موضوع و اهداف مؤسسه

2. چارچوب فعاليت‌ها مؤسسه را بيان فرمائيد؟

كليه فعاليت‌ها و اقدامات مؤسسه در چارچوب قوانين و مقررات موضوعه كشوري و سياست‌هاي فرهنگي مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي و هماهنگ با برنامه‌هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صورت مي‌پذيرد.

3. با توجه به اساسنامه مؤسسه حيطه فعاليت‌هاي مؤسسه به استثناء آنچه در ابتدا (اساسنامه) ذكر گرديد در چه زمينه‌هايي است؟

به منظور نيل به اهداف و موضوع فعاليت‌هاي فرهنگي پيش‌بيني شده در اساسنامه، مؤسسه مي‌تواند با رعايت مقررات مربوطه به عمليات زير مبادرت نمايد.

الف) تهيه و تأمين مواد و كالاهاي مورد نياز و تدارك وسايل و ابزار كار و تلاش به منظور تأمين هزينه‌هاي مؤسسه

ب) سرمايه‌گذاري و مشاركت با اشخاص حقيقي و حقوقي به منظور بالا بردن سطح كارآيي و توانايي‌هاي مؤسسه و نيز ايجاد و تأسيس شركت و مؤسسه يا قبول سهام شركت‌ها

ج) انعقاد قرداد و انجام معاملات مجاز و محدوده اهداف و موضوع مؤسسه

د) تحصيل يا اعطاي وام يا اعتبار از اشخاص، بانك‌ها به مؤسسات اعتباري سازمان‌هاي دولتي و عمومي و قبول هدايا و اعطاي جوايز

4. اركان مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان چه اشخاصي هستند؟

اركان مؤسسه عبارتند از:

الف) مؤسسان که بعد از تأسیس و صدور مجوز مجمع عمومی نامیده می¬شوند.

ب) هيأت مديره

ج) مديرعامل

مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان با تصميم و تصويب مؤسسان تأسيس گرديد و مؤسسان اوليه مجمع عمومي را تشكيل دادند.

5. آيا مؤسسان (مجمع عمومی) حق مالكيت بر مؤسسه دارند و يا سودي عايد آنان مي‌شود؟

مؤسسان (مجمع عمومی) هيچ‌گونه تملكي بر اموال و دارايي‌هاي مؤسسه ندارند. همچنين حق برداشت و يا تخصيص هيچ‌گونه سودي اعم از سود سهام يا سرمايه را نداشته و خود وابستگان آنان نمي‌توانند مبادرت به انجام معاملات با مؤسسه بنمايند. كليه اموال و دارايي‌هايي به مؤسسه تعلق گرفته يا بعداً به دارايي آن افزوده شود، در دفاتر مربوطه ثبت خواهد شد و پس از كسر هزينه‌هاي جاري و قانوني، در جهت اهداف مؤسسه مصرف خواهد شد و مؤسسان هيچ گونه مالكيتي بر اين اموال ندارند.

6. وظايف مؤسسان (مجمع عمومی) را بيان فرمائيد؟

وظايف مؤسسان (مجمع عمومی) عبارت است از:

الف) تصويب اساسنامه

ب) انتخاب اوليه هيأت مديره و مديرعامل مؤسسه و همچنين مؤسسان از بدو تأسيس مؤسسه و پس از برگزاري مجمع عمومي، مسئول سياستگذاري و تصميم‌گيري و تعيين كننده خط مشي كلي مؤسسه بوده و داراي اختيارات و وظايف زير هستند:

1. تصويب بودجه و تراز مالي

2. تعيين سياست‌هاي كلي و خط مشي و برنامه‌هاي آتي و تصويب آيين‌نامه و دستورالعمل اجرايي مؤسسه

3. انتخاب هيأت‌مديره و مديرعامل و در صورت لزوم بازرس

4. استماع گزارش هیات مدیره و مدیر عامل و رسیدگی به آن و اظهار نظر درباره گزارش بازرس

5. تصویب و قبول عضویت اعضای جدید مؤسسه با رعایت ضوابط مصوب

6. تعیین روزنامه کثیر الانتشار جهت درج آگهی‌ها و دعوت نامه های مؤسسه و انتشار تصمیمات قانونی.

7. تغییر و اصلاح مواد اساسنامه و انحلال مؤسسه با رعایت ضوابط قانونی و با تایید قبلی هیات رسیدگی به امور مراکز فرهنگی.

7. امور اجرايي مؤسسه چگونه مي‌باشد؟

امور اجرايي مؤسسه توسط هيئت‌مديره‌اي كه حداقل دو نفر از بين مؤسسان عضو آن مي‌باشند، انجام مي‌گيرد. هيأت مديره رئيس و مديرعامل را انتخاب مي‌نمايد. هيأت مديره به عنوان نمايندگان قانوني مؤسسه داراي كليه اختيارات لازم قانوني اجرايي بوده است.

8. وظايف هيأت مديره چيست؟

1. حفظ و حراست از اموال مؤسسه و تهيه صورت دارايي از اموال

2. رسيدگي به حساب‌هاي مؤسسه و پرداخت بدهي‌ها و وصول مطالبات

3. اجراي مصوبات مجمع عمومي (مؤسسان) در ارتباط با امور مؤسسه

4. تهيه و تنظيم بودجه و تراز مالي و تنظيم آيين‌نامه و دستورالعمل و روش‌هاي اجراي آن پس از تصويب مجمع

5. افتتاح حساب در بانك‌ها و خريد و فروش و اجاره و عقد قراردادهاي لازم با اشخاص

6. طرح و تعقيب دعاوي اعم از حقوقي و جزايي در مراحل مختلف دادرسي و ارجاع و عمومي به داوري

ضمن اينكه هيأت مديره مي‌تواند تمام يا قسمتي از وظايف خود را به مديرعامل تفويض نمايد و مديرعامل نيز مي‌تواند يك نفر را به سمت قائم‌مقام خود انتخاب و قسمتي از وظايف محوله را به وي واگذار كند.

مديرعامل براي يك دوره دو ساله انتخاب مي‌شود و تجديد انتخاب وي بلامانع است.

علاوه بر موارد فوق، مديرعامل مؤسسه به عنوان مجري تصميمات هيأت مديره، مسئوليت‌هاي اداري و اجرايي مؤسسه را عهده‌دار بوده و مي‌تواند با داشتن حق عزل و نصب كاركنان،‌اداره و تمشيت امور و تدوين طرح و ايجاد ارتباط و همكاري با سازمان‌هاي دولتي و خصوصي و اشخاص حقيقي و صليب مشاركت آن‌ها در انجام فعاليت‌هاي مؤسسه اقدامات لازم را انجام دهد و در قبال مؤسسه و هيأت مديره مسئول است.

9. آيا در اساسنامه مؤسسه چگونگي انحلال مؤسسه و تعيين تكليف اموال آن پيش‌بيني گرديده؟

بلي. انحلال مؤسسه با رأي موافق آراء پنج نفر از اعضاي مؤسس اوليه امكان‌پذير است. در صورت انحلال مؤسسه مدير تسويه‌اي به انتخاب مؤسسان از بين اعضاء يا خارج تعيين خواهد شد. مدير تسويه موظف است به حساب مطالبات و ديون و كليه اموال و دارايي‌هاي مؤسسه رسيدگي و نسبت به وصول مطالبات و پرداخت بدهي‌ها اقدام و گزارش نهايي را به مؤسسان (مجمع عمومي) تسليم نمود. پس از اداء ديون و وصول مطالبات مؤسسه، نسبت به واگذاري اموال و املاك آن به آزادگان نيازمند يا مؤسسات خيريه داخل كشور با نظر ولي‌فقيه يا نماينده ايشان اقدام نمايند. در حقیقت پس از انحلال تمام مالکیت مؤسسه در اختیار ولی فقیه قرار گرفته و با نظر ایشان برای آزادگان نیازمند توزیع خواهد شد و این مهمترین موضوع در مسیر تشکیل مؤسسه است که مؤسسان آن تمام هم و غم و تلاش خود را بدون دریافت هیچ گونه وجهی و یا کمکی در ابتدای تأسیس، هر گونه مالکیت بر مؤسسه را از خود سلب کردند.

ضمن تشكر از بياناتتان در بخش اول كه به معرفي مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان اشاره فرموديد، اگر مايل باشيد پيرامون فعاليت‌هاي مؤسسه در سال 1392 سؤالاتي مطرح نمائيم؟

10. مهم‌ترين اقدامات مؤسسه در زمينه ارتباط با آزادگان و زنده نگه داشتن ياد و خاطره دوران اسارت و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه را توضيح دهيد؟

مؤسسه فرهنگي آزادگان در جهت تحقق اهداف معينه كه يك مورد آن ارائه خدمات فرهنگي به آزادگان و خانواده آنان به منظور حفظ و تقويت روحيه ايثارگري آنان مي‌باشد اقدام به ايجاد پايگاه اطلاع‌رساني پيام آزادگان به عنوان مرجعي قابل اطمينان براي آزادگان سرافراز بر روي اينترنت نموده است. اين سايت ارتباط دوسويه‌اي بين آزادگان در فضاي مجازي برقرار، و آزادگان عزيز ضمن مراجعه به سايت هم از اخبار كشور مطلع مي‌گردند و هم از اخبار جامعه آزادگي بهره‌مند مي‌شوند. برنامه‌هايي براي تقويت اين سايت داريم به گونه‌اي كه هر آزاده صفحه‌اي شخصي در اين سايت داشته باشد و اين سايت تبديل به يك شبكه اجتماعي گسترده خواهد گرديد.

علاوه بر ايجاد سايت به منظور تقويت روحيه آزادگان اين مؤسسه نمايشگاه‌ها، همايش ها و مراسمات متعددي با همكاري آزادگان انجام داده كه در اين برنامه‌ها عمده‌ـرين هدف مؤسسه يعني نشر و تبليغ معارف قرآن و اهل‌البيت: و نشر ترويج فرهنگ اسلامي و انقلابي آزادگان انجام گرفته كه از جمله اين برنامه‌ها جشن حماسه صبر در سالگرد ورود آزادگان بود.

اين برنامه‌ها كه با هدف گراميداشت ياد و نام آزادگان و ترويج فرهنگ آزادگي ايثار و مقاومت و زنده‌نگه داشتن ياد و خاطره مقاومت دلاورمردان آزاده با حضور خانواده‌هاي آنان، جامعه ايثارگراي، مسئولين لشكري و كشوري برگزار گرديد، آزادگان سرافراز برنامه‌هاي متنوعي اجراء نمودند كه از برجسته‌ترين آن‌ها حركت نمادين كاروان آزادگان در ميدان آزادي بود كه از نوع خود بي‌نظير بود.

نظم و انضباط اين حركت نمادين، حضور پرشور جوانان و ساير اقشار مردم حال و هواي روزهاي آزادي اين سرافرازان را تداعي نمود.

از ديگر برنامه‌هاي فرهنگي مؤسسه

برگزاري يادواره شهداي آزاده و سالگرد ارتحال مرحوم حاج آقا ابوترابي

برگزاري همايش‌هاي اردوگاهي با هماهنگی آزادگان همان اردوگاه¬ها و سایر نهادها

برگزاري كلاس‌هاي قرآن ـ نهج‌البلاغه

مشاوره پزشكي ـ حقوقي با رويكرد تحكيم خانواده

برگزاري جشن‌هاي ميلاد چهارده معصوم جشن بزرگ ميلاد حضرت فاطمه3، جسن ميلاد امام رضا7، جشن نيمه‌شعبان، جشن ميلاد امام حسين7

برگزاري مراسم عزاداري معصومين:

برگزاري اردوهاي زيارتي، سياحتي و تفريحي خانواده آزادگان،‌مشهد، قم، جمكران و ...

برگزاري اردوهاي راهيان نور

11. در زمينه گردآوري خاطرات آزادگان چه اقدام مهمي اجراء نموده‌ايد؟

دوران مقاومت و پايداري آزادگان سرافراز در زندان‌هاي رژيم بعث عراق، خاكريز پنهان دفاع بود. پشت اين خاكريز آزادگان به نبردي مظلومانه و نابرابر به دشمن پرداختند و با ايمان به خدا از ميراث عقيدتي خود جانانه دفاع كردند. ما معتقديم ابعاد مختلف آن مقاومت و پايداري پهنان مانده است، و يكي از اهداف مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان انجام اين رسالت مي‌باشد. (گردآوري، ثبت و انتشار خاطرات آزادگان) جهت تحقق اين مهم در چارت تشكيلاتي مؤسسه معاونت پژوهش ديده شده است و از وظايف اساسي آن گردآوري آثار و اسناد و خاطرات آزادگان و پالايش و ساماندهي آن‌ها جهت نشر مي‌باشد كه در اين راستا تا به حال 90 عنوان كتاب چاپ گرديده و حدود 10 هزار ساعت خاطره از آزادگان جمع‌آوري گرديده است.

برنامه‌هايي هم جهت تقويت اين مجموعه و ايجاد شوراي پژوهشي و مجمع نويسندگان آزاده در آينده داريم همچنين برآنيم تا فضايي مناسب جهت بهره‌گيري آزادگان و پژوهشگران براي دريافت اطلاعات و خلق آقار مهيا نمائيم.

البته سامانه جامع اطلاعات آزادگان در مؤسسه ايجاد گرديده و اطلاعات ذي‌قيمتي از آزادگان گردآوري و ثبت گرديده است.

12. استحضار داريد كه آزادگان در دوران انسان‌ساز اسارت خالق هنرهايي زيبا، شگفت‌انگيز و جذاب بودند. براي ساماندهي عزيزان آزاده هنرمند و استفاده از هنر آنان چه اقدامي انجام داده‌ايد؟

به منظور تحقق اين امر مهم، معاونت امور هنري در زيرمجموعه مؤسسه فرهنگي ايجاد گرديد. و در راستاي توليد آثار سينمايي، تلويزيوني، تئاتر و انيميشن و هنرهاي تجسمي با موضوع آزادگان و اهل‌البيت: فعاليت مي‌نمايد. و در راستاي برگزاري جشنواره‌ها و نمايشگاه‌هاي هنري، ساماندهي هنرمندان آزاده فعاليت مي‌نمايد كه تا به حال اقدامات خوبي در اين راستا انجام گرفته است. توليد حداقل پنج مستند تلويزيوني بلند که هر کدام از مستندها در چند قسمت تولید می¬شود، در دست اقدام داريم و تعدادي مستند ديگر در دست بررسي و تحقيق براي اجرا وجود دارد.

از شرح فعاليت‌هاي فرهنگي، هنري و پژوهش خارج شويم

13. و در صورت امكان بفرمائيد برنامه‌هاي راهبردي جناب‌عالي براي آينده مؤسسه جهت از برنامه‌هاي راهبردي مؤسسه

1. نقش‌آفريني مؤسسه در سطح ملي در زمينه چاپ و نشر كتب و برنامه‌هاي پژوهشي مي‌باشد.

2. تدوين سند راهبردي آزادگان و برنامه اجرايي آزادگان در سال 1404 كه توسط انديشكده آصف در حال انجام است.

3. تدوين دانشنامه آزادگان توسط بنياد دانشنامه نگاري ايران

14. به عنوان آخرين سؤال بفرمائيد در خصوص برخی امور جاری و مهم آزادگان مانند شرکت-های احرار و مطالبات آزادگان چه برنامه دارید؟

در خصوص مطالبات که مؤسسه از ابتدا پی¬گیری¬های جدی داشته و این پی¬گیری¬ها در راستای فعالیتها و مذاکرات حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی می¬باشد و در این زمینه مؤسسه خود را موظف به احقاق حقوق آزادگان و حساسیت و صیانت از شأن و ارزش آزادگان می¬داند. همانگونه که رفع مشکلات آزادگان از اهم موارد است، هدایت و جلوگیری از برخی حرکات که ممکن است موجب وهن آزادگان بشود هم مهم است در خصوص شرکتها نیز تمام تلاش مؤسسه این است که دوستان و مدیران این شرکت¬ها با شناخت کامل با آزادگان برخورد کنند و در این زمینه نیز در دوره¬های مختلف تذکر داده شد

منبع:سایت موسسه پیام آزادگان

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1392ساعت 13:56  توسط مدیروبلاگ  | 

روز عملیات، پرواز عاشقانه عشاقی که مشتاقانه منتظر دیدار یار بودند فرا رسید و آنانی که بال‌های گشوده خود را آماده کرده بودند به وصال معشوق درآمدند.


خبرگزاری دفاع مقدس: در دوران هشت سال دفاع مقدس ملت ایران مردانه و غیرتمند ایستادند و زنان نیز زینب‌وار سربازان را یاری کردند تا اسلام بر کفر پیروز شود.

روزی که دشمن به یکباره بر ایران هجوم آورد در تصور خود تصرف و قدرت نمایی بر کشوری را داشت که میرزا کوچک خان‌ها، مدرس‌ها، آیت الله نوری‌ها و چمران‌ها در دامان آن رشد یافته‌اند.

زهی خیال باطل! مردان سرزمین شیران هرگز اجازه نخواهند داد که احدی بر کشورشان تجاوز کند و هجوم بیاورد.

پرنده‌های سبکبال و عاشق در دوره‌ای که ستمگران و ظالمان بر کشورمان هجوم ناجوانمردانه‌ای آوردند با همه وجود آماده شدند تا در مقابل یزیدیانی بایستند که ظلم و بی‌عدالتی پیشه‌شان بود.

آری، نوزدهم دی ماه سالروزعملیات پیروزمندانه کربلای پنج است و پس از پایان این عملیات بود که تلاش‌های بین‌المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافت.

سنگینی شرایط دشوار پس از عملیات کربلای ۴ ضرورت انجام عملیات دیگری را ایجاب می‌کرد تا عملیاتی که پیروزی آن تضمین شده باشد، رقم بخورد و از جنبه نظامی و سیاسی، آثار کربلای ۴ را جبران کند.

ارزشمند‌ترین منطقه موجود، شلمچه بود که دشمن در آن مستحکمترین مواضع و موانع را داشت، طوری که عبور از آن‌ها غیرممکن می‌کرد و با توجه به اصول نظامی شناخته شده و محاسبات کمی، ضریب موفقیت بسیار ناچیز بود و بالطبع تضمین پیروزی از سوی فرماندهان عملیات را غیرممکن می‌کرد.

ضرورت غیرقابل انکار ادامه جنگ در آن موقعیت و لزوم تسریع در تصمیم‌گیری پس از عملیات کربلای ۴ سبب شد که صرفاً برای انجام تکلیف و با امید به نصرت الهی، تمامی نیروهای خودی اعم از رزمنده و فرمانده برای عملیات بزرگ کربلای ۵ آماده شوند.

در حقیقت کربلای ۵ نماد و نشانه اقتدار، ابهت، عظمت و پشتکار بی‌دریغ رزمندگان مدافع و پاسداران محافظ حریم ولایت و انقلاب بود.

اهداف عملیات
 
منطقه شلمچه به لحاظ اهمیت سیاسی و نظامی آن، به عنوان یکی از معابر وصولی شهر بصره، همواره در زمره اهداف قوای نظامی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت و در صورت تسلط بر این منطقه، جمهوری اسلامی می‌توانست برتری خود در جنگ را به اثبات برساند.
 
موقعیت منطقه
 
منطقه عملیاتی شلمچه که در جنوب شرقی شهر مهم بصره قرار گرفته و تقریباً نزدیک‌ترین محور وصولی به این شهر به شمار می‌آید، به مناطق و محورهای زیر محدود است:

از شمال، به آبگرفتگی جنوب زید
 
از شرق، به دژ مرزی ایران و عراق
 
از جنوب، به رودخانه اروند و اروند صغیر
 
از غرب، به کانال زوجی و شهرهای تنومه و الحارثه.

این منطقه از تعداد زیادی نهر، کانال، خاکریز، جاده و... تشکیل شده است که همه آن‌ها در بخش شمالی اروند قرار دارند. همچنین، آبگرفتگی‌های متعددی در این منطقه وجود دارند که از سوی ارتش عراق به عنوان موانعی در مقابل هرگونه نفوذ قوای جمهوری اسلامی ایجاد شده‌اند.

استعداد دشمن
 
منطقه عملیاتی در حوزه پدافندی سپاه سوم عراق بود و سه لشکر ۱۱ پیاده، ۵ مکانیزه و ۳ زرهی در این منطقه مستقر بودند.
 
با شروع عملیات، تعداد دیگری از لشکرهای عراق به تدریج در منطقه عملیاتی حضور یافتند. این لشکر‌ها عبارت بودند از:

الف- پیاده:
 
لشکرهای ۲، ۴، ۷، ۸، ۲۲، ۳۲، ۱۴، ۱۵، ۲۵، ۱۸، ۳۰، ۲۹، ۲۷، ۲۸، ۳۳، ۲۰ و ۳۵
 
ب- زرهی:
 
لشکرهای ۶، ۱۰ و ۱۲
 
ج- مکانیزه:
 
لشکر ۱
 
د- گارد ریاست جمهوری:
 
لشکرهای ۱، ۲، ۳ و ۶
 
در ذیل، تمامی یگان‌هایی که به منطقه کربلای ۵ اعزام شدند، بر حسب تیپ آورده شده است:
 
الف- پیاده:
 
تیپ‌های ۳۶، ۴، ۵، ۲۹، ۱۸، ۱۹، ۳۸، ۳۹، ۲۳، ۲۲، ۲۸، ۴۵، ۴۷، ۴۸، ۱۴، ۴۴، ۷۱، ۷۲، ۷۴، ۷۵، ۷۶، ۷۸، ۷۹، ۸۱، ۸۲، ۸۳، ۸۴، ۸۸، ۹۰، ۹۱، ۹۳، ۹۴، ۹۵، ۹۶، ۱۰۱، ۱۰۲، ۱۰۳، ۱۰۵، ۱۰۶، ۱۰۷، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۱۲، ۱۱۳، ۱۱۴، ۱۱۶، ۱۱۷، ۱۱۸، ۱۱۹، ۱۲۰، ۲۳۸، ۴۱۲، ۴۱۳، ۴۱۷، ۴۱۸، ۴۲۱، ۴۲۲، ۴۲۳، ۴۲۶، ۴۲۸، ۴۲۹، ۴۳۰، ۴۳۱، ۴۳۵، ۴۳۶، ۴۳۷، ۴۳۸، ۴۳۹، ۴۴۲، ۴۴۳، ۵۰۱، ۵۰۲، ۵۰۶، ۶۰۳، ۶۰۴، ۶۰۵، ۷۰۱، ۷۰۲، ۷۰۳، ۷۰۴، ۷۰۷، ۸۰۱ و ۸۰۵

ب- زرهی:
 
تیپ‌های ۳۴، ۶، ۱۲، ۲۶، ۳۰، ۱۶، ۱۷، ۴۲، ۳۷، ۵۰ و گردان تانک لشکر ۱۱ پیاده
 
ج- مکانیزه:
 
تیپ‌های ۲۷، ۸، ۲۰، ۱۵، ۲۵، ۲۴، ۴۶
 
د- گارد ریاست جمهوری:
 
تیپ‌های ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۱۶، ۱۷ پیاده، ۲ و ۱۰ زرهی، ۱ مکانیزه، ۳ نیروی مخصوص و ۱۱ کماندو
 
هـ- نیروی مخصوص:
 
تیپ‌های ۶۵، ۶۶ و ۶۸

و- کماندو:
 
تیپ‌های ۱، ۲ و ۳ ستاد کل، هفت تیپ کماندویی از سپاه‌های هفت گانه و پنج گردان مستقل کماندو.
 
ز- توپخانه:
 
۴۶گردان
 
سازمان رزم خودی
 
براساس موجودی ۲۰۰ گردان نیرو، سازمان رزم به شکل زیر طراحی شد:
 
قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص)
قرارگاه کربلا
لشکر ۲۵ کربلا
لشکر ۴۱ ثارالله (ع)
لشکر ۱۹ فجر
لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)
لشکر ۳۱ عاشورا
تیپ مستقل ۳۳ المهدی (عج)
تیپ مستقل ۱۸ الغدیر
تیپ مستقل ۴۸ فتح
قرارگاه نجف
لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابیطالب (ع)
لشکر ۵ نصر
لشکر ۱۰۵ قدس
لشکر ۱۵۵ ویژه شهدا
لشکر ۲۱ امام رضا (ع)
تیپ مستقل ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع)
تیپ مستقل ۲۹ نبی‌اکرم (ص)
تیپ مستقل ۱۲ قائم (عج)
قرارگاه قدس
لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص)
لشکر ۷ ولی‌عصر (عج)
لشکر ۸ نجف اشرف
لشکر ۱۴ امام حسین (ع)
لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع)
تیپ مستقل ۴۴ قمر بنی‌هاشم (ع)
 
همچنین، گردان مستقل ۳۸ زرهی ذوالفقار، تیپ ۲۰ زرهی رمضان و تیپ توپخانه ۱۵ خرداد تحت امر قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) بودند. در مجموع، ۲۴ گردان توپخانه آماده آتش وجود داشت.

در جریان عملیات نیز قرارگاه عملیاتی نوح و تیپ‌های مستقل ۱۱۰ خاتم‌الانبیاء (ص) و ۲۲ بدر به سازمان رزم عملیات ملحق شدند.
 
طرح عملیات
 
در‌‌ همان بحث‌های اولیه طراحی مانور عملیات، چنین تدبیر شد که یک محور هجوم در شمال منطقه پنج ضلعی و یک محور نیز در جناح راست آن، با عبور از کانال پرورش ماهی، قرار داده شود. در چنین صورتی، دشمن که استحکامات منطقه را اغلب در جهت پدافند از شرق احداث کرده بود، با هجوم قوای جمهوری اسلامی از شمال به جنوب مواجه می‌شد.
 
شرح عملیات
 
فرمان آغاز درگیری در ساعت ۰۱:۳۵ در روز ۱۹ دی ۶۵ با رمز یازهرا (س) به یگان‌های خط‌ شکن ابلاغ شد. نیروهای قرارگاه کربلا با درهم شکستن مواضع دشمن در محورهای کانال پرورش ماهی، منطقه پنج ضلعی و شلمچه درصدد برآمدند با یکدیگر الحاق کنند. قرارگاه نجف نیز که در شب اول عملیات تنها با یک لشکر در جزیره بوارین - به منظور فریب دشمن - وارد عمل شده بود، توانست بطور موقت و محدود در خط اول ارتش عراق در این جزیره رخنه کند.
 
در ادامه عملیات، نیروهای خودی ضمن درهم شکستن دو پاتک عراق به سوی شلمچه پیشروی کرده و در ساعت ۱۰ صبح به مجاورت کانال هفت دهنه رسیدند و با تصرف دو موضع هلالی شکل اول و دوم و موقعیت خود در منطقه پنج ضلعی و شلمچه را مستحکم کردند.

عملیات در شب دوم در حالی ادامه یافت که دشمن با آگاهی از تلاش اصلی فرماندهی عملیات، یگان‌هایی را که به فاو و سایر مناطق عملیاتی برده بود، به سرعت به منطقه شلمچه منتقل می‌کرد. بخش اعظم تلاش دشمن به عقب راندن نیرو‌ها از غرب کانال و نیز جلوگیری از ایجاد الحاق در مثلث نوک کانال معطوف شده بود. به همین خاطر، در این شب که قوای قرارگاه‌های قدس و نجف وارد عمل شده بودند، عواملی همچون آتش دشمن، نداشتن مواضع مناسب برای پدافند و... موجب شد تا فقط به انهدام نیروی دشمن و استحکام مواضع متصرفه در روز اول و نیز برهم ریختن آرایش نیروهایی که خود را برای پاتک آماده می‌کردند، بسنده شود.

با آغاز روشنایی روز دوم عملیات، پاتک‌های سنگین دشمن - بیش از ۲۰ مورد - در غرب کانال پرورش ماهی شروع شد که در هر پاتک، رزمندگان خودی با تحمیل تلفات به یگان‌های دشمن، آن‌ها را عقب می‌راندند.

در شب سوم، پد بوبیان، بخشی از جاده آسفالت در جنوب کانال پرورش ماهی، پل دوم و نیز مواضع هلالی شکل نوک کانال به تصرف نیروهای قرارگاه کربلا درآمدند. نیروهای قرارگاه نجف نیز ضمن تصرف سومین موضع هلالی شکل، روی دژ مرزی پیشروی کرد.
 
همچنین، قوای قرارگاه قدس حرکت خود را در شرق نهر دوعیجی آغاز کرده و ضمن پاکسازی مواضع هلالی شکل سوم و چهارم، به جاده شلمچه دست یافتند و در نتیجه، یگان‌های دو قرارگاه قدس و نجف موفق شدند اهداف مرحله اول عملیات را تامین کنند.

در ادامه، یگان‌های قرارگاه قدس به منظور تصرف خط دشمن در مجاورت نهر جاسم به پیش رفتند، لیکن به دلیل مقاومت نیروهای عراقی که تا صبح روز بعد ادامه داشت، مجبور شدند تا خطر نهر دوعیجی عقب‌نشینی کنند.
 
ساعت ۹ صبح فشار هوایی و بمباران خطوط عملیاتی و عقبه‌های خودی همراه با به کارگیری سلاح‌های شیمیایی افزایش یافت و دشمن توانست نیروهای مستقر در محور کانال ماهی را عقب براند.

در شب چهارم نیز طرح عملیات شب قبل مجدداً تکرار شد و همه یگان‌ها - به جز یک یگان که وارد بوارین شده بود - پس از انهدام نیرو و در ‌‌نهایت با روشن شدن آسمان به خطوط پدافندی روز قبل خود بازگشتند تا برای آغاز ماموریت بعدی آماده شوند.

در ابتدای روز چهارم، پاتک دشمن به جزیره بوارین آغاز شد که با تلاش نیروهای قرارگاه نجف این پاتک با ناکامی مواجه شد. در محور قرارگاه کربلا نیز برای حفظ مواضع جناح راست و تثبیت موقعیت در منطقه کانال پرورش ماهی، نیروهای خودی به‌‌ رها کردن آب مبادرت ورزیدند. به این ترتیب، پیشروی در این محور متوقف شد و عملیات با دو هدف اصلی تصرف خط نهر جاسم و پاکسازی جزیره بوارین ادامه یافت.

از ساعت ۳ بامداد روز پنجم عملیات، دشمن پاتک خود را در غرب کانال ماهی همراه با شدید‌ترین و پرحجم‌ترین آتش توپخانه در طول جنگ آغاز کرد و نهایتاً توانست دو موضع هلالی شکل را بازپس گیرد.
 
با فرا رسیدن شب، یگان‌های قرارگاه نجف ماموریت دیگری را با هدف تصرف کامل بوارین و مقر دشمن آغاز کردند و موفق شدند فقط به هدف دوم (تصرف مقر دشمن) دست یابند.
 
در روز‌ها و شبهای بعد نیز، رزمندگان خودی طی درگیری‌های متعدد توانستند علاوه بر استقرار در شرق نهر جاسم، قسمتی از غرب این نهر را به عنوان سرپل به دست آورند.
 
متقابلاً، دشمن در حالی که تلفات بسیاری را متحمل شده و زمین ارزشمند شرق نهر جاسم را از دست داده بود، با تداوم عملیات در غرب این نهر و پذیرش تلفات بیشتر، سرانجام برای جلوگیری از پیشروی قوای نظامی سپاه پاسداران، تعداد زیادی از یگان‌های خود را وارد منطقه کرد.

در این میان، با توجه به مشکلات، موانع و کمبودهای موجود به نظر می‌رسید تداوم عملیات در غرب نهر جاسم و دستیابی به کانال زوجی به سهولت امکان‌پذیر نیست. بنابراین مقرر شد مهلت دوهفته‌ای به یگان‌های عمل کننده فرصت بازسازی و تجدید قوا داده شود تا آمادگی لازم را برای ادامه عملیات بیابند.

در شامگاه سوم اسفندماه سال ۱۳۶۵، مرحله تکمیلی عملیات آغاز شد و نیرو‌ها با پیشروی در محور نهرجاسم موفق گردیدند چهار راه شلمچه را به تصرف خود درآوردند.

در این هنگام دشمن نیز با فرارسیدن صبح، علاوه بر انجام سه مورد پاتک همراه با استفاده از سلاح شیمیایی، خطوط خود در این محور را تقویت کرد.

در ادامه عملیات، نیروهای خودی موفق شدند ضمن پیشروی در غرب کانال ماهی و تصرف هلالی شکل شوم و نیز تسخیر یکی از مستحکمترین قرارگاه‌های دشمن در منطقه، به انهدام نیروهای دشمن بپردازند.

نتایج عملیات
 
عبور از موانع نفوذناپذیر دشمن در شرق بصره و حضور در حومه این شهر به گونه‌ای اهمیت یافت که متعاقب این عملیات:

موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف شد و در نتیجه حملات گسترده این کشور به مراکز اقتصادی، صنعتی و مسکونی ایران بار دیگر آغاز شد.

اوضاع جبهه‌های نبرد به سود قوای نظامی ایران تثبیت شد و سپاه پاسداران یکی از ارزنده‌ترین تجارب نظامی خود را کسب کرد.

تلاش‌های بین‌المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافته و به تصویب قطعنامه ۵۹۸، که در آن برای اولین بار تا حدودی نظریات جمهوری اسلامی ایران ملحوظ شده بود، در شورای امنیت سازمان ملل انجامید.

حضور گسترده نظامی آمریکا و متحدینش در خلیج فارس آغاز شد و یکی از هواپیماهای مسافربری ایران توسط ناوگان امریکا ساقط گردید.
 
آخرین آمار انهدام نیروی دشمن از شروع عملیات کربلای ۵ تا پس از عملیات تکمیلی کربلای ۵ به شرح زیر است:
 
الف- انهدام ۵۵ تیپ زرهی، مکانیزه، نیروی مخصوص و پیاده به میزان ۱۰۰% و ۶۷ تیپ به میزان ۵۰%
 
ب- کشته شدن حدود ۳۰ هزار نفر و مجروح شدن حدود ۷۰ هزار نفر.
 
ج- به اسارت درآمدن ۲۶۵۰ نفر
 
د- انهدام ۸۷۰ تانک و نفر، ۱۰۰۰ خودرو، ۱۸۰ توپ صحرایی، ۱۲۰ توپ ضدهوایی، ۴۰۰ خمپاره انداز و تفنگ ۱۰۶ می‌لمتری، ۴۵ هواپیما و ۷ هلی‌کوپ‌تر
 
ه- اغتنام ۲۳۰ تانک و نفربر، ۲۰۰ خودرو، ۲۰ توپ صحرایی، ۱۰۰ توپ ضدهوایی، ۲۵۰ خمپاره‌انداز و تفنگ ۱۰۶ میلیمتری و ۱۰۰ دستگاه مهندسی.

در واقع کربلای ۵ عملیاتی غرورآفرین برای ملت ایران بود و شهیدان با نثار خونشان افتخاری دیگر را بر برگ برگ تاریخ کشورمان ثبت کردند و اقتدار و عزت امروز ملت ایران در عرصه جهانی و بین المللی مرهون رشادت‌ها، جانبازی و شهادت طلبی رزمندگان دوران هشت سال دفاع مقدس است.

زهرا آخوندی

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1392ساعت 19:44  توسط مدیروبلاگ  | 

من برای تسکین دردم نیاز به مرهم درد دارم؛ می‌خواهم بدانم هم اکنون مرهم دردهای پنهان و شبانه‌ام به عهده کدام نهاد است.

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس وبلاگ مظلومین شیمیایی ایران نوشت: این پلنگ دارای چه نوع بیمه‌ای است، که بدون دغدغه و بروکراسی‌های کاذب اداری راحت تحت درمان و مراقبت‌های پزشکی قرار می‌گیرد.

ای کاش من یک پلنگ جانباز بودم شاید دیگر دغدغه بیماریم که ناشی از عوارض جنگ بود را نداشتم؛ می‌خواهم بدانم آیا ارزش یک پلنگ بیشتر است یا ارزش یک جانباز؛ اینها همه سوالاتی است که ذهنم را مشغول کرده می‌خواهم بدانم رفتن به جبهه کاری درست بوده و دفاع از همنوعانم که برایم یک تکلیف بوده و آنرا به جای آورده‌ام هم اکنون مرهم دردهای پنهانم و زجر شبانه‌ام به عهده کدام نهاد است.

من برای تسکین دردم نیاز به مرهم درد دارم چه کسی باید پاسخگو باشد نمی‌گویم رسیدگی به حیوانات کاری پسندیده نیست اما بر این باورم که انسان‌ها نیز نیاز به همدلی و محبت دارند.

وقتی برای نجات پلنگ خرم آبادی تمام سازمان‌ها و نهادها بسیج می‌شوند و به او امکانات درمانی و رفاهی می‌رسانند در مرکز استان شاهد پرپر شدن جانبازی هستیم که به جهت کمبود دارو و عدم امکانات پزشکی و دیر رسیدن دارو آن جانباز به دیار معبودش می‌شتابد و خانواده‌های غیر جانباز در کشور به جهت عدم امکانات و نداشتن بودجه کافی برای بیماران خاص جان به جان آفرین تسلیم حق می‌شوند.

بیایید چاره‌ای بیندیشیم همانطور که می‌شود برای نجات جان یک حیوان همه سازمان‌ها را بسیج کرد پس برای نجات جان یک انسان راحت‌تر می‌شود چاره‌ای اندیشید؛ وجدان‌های بیدار مسئولان را از خواب غفلت بیدار کرد.

-مطالب فوق چکیده‌ای از ایمیل یکی از جانبازان گرگانی است که به وب مظلومین شیمیایی ارسال شده است.


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1392ساعت 19:16  توسط مدیروبلاگ  | 


به گزارش ایثار، دکتر حسن شهرکی پور مدیرکل آموزش عالی بنیاد شهید و امور ایثارگران در گفت و گو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی بنیاد با اشاره به این که چشم انداز علمی دانشجویان شاهد و ایثارگر افتخار به ایثارگری، رسیدن به وضعیت مطلوب علمی، قبولی در دوره های تحصیلات تکمیلی، توسعه پژوهش و تولید فکر و ترویج ارزش های ایثارگری در دانشگاه ها است اظهار داشت: هر سال 3 کمیسیون نقل و انتقال دانشگاهی بزرگ به شرح ذیل در کشور برگزار می شود:

- کمیسیون نقل و انتقال وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

- کمیسیون نقل و انتقال وزارت بهداشت و درمان

- کمیسیون نقل و انتقال دانشگاه آزاد اسلامی

مدیرکل آموزش عالی بنیاد گفت: در وزارت بهداشت و درمان و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در اواخر شهریور ماه هر سال و در دانشگاه آزاد اسلامی هم در هر نیم سال کمیسیون های نقل و انتقال برگزار می شود و پس از اطلاع رسانی، درخواست دانشجویان متقاضی نقل و انتقال در کمیسیون مربوطه مطرح و مورد بررسی قرار می گیرد.

وی افزود: البته علاوه بر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت و درمان و دانشگاه آزاد اسلامی در مراکز آموزشکده های فنی و حرفه ای، دانشگاه پیام نور و دانشگاه جامع علمی-کاربردی نیز این کمیسیون ها فعال هستند.

شهرکی پور در ادامه تصریح کرد: چنانچه دانشجوی مورد نظر واجد "شرایط علمی دانشگاه" و "انتقال دانشجو به بوم خود" باشد درخواست وی برای انتقال به واحد مورد نظر مورد موافقت قرار گرفته و زمینه مناسب برای ارتقای کیفیت آموزشی و کسب مدارج بالای علمی دانشجویان شاهد و ایثارگر مهیا می شود.

مدیرکل آموزش عالی بنیاد تصریح کرد: معیار اصلی برگزاری کمیسیون های نقل و انتقال در دانشگاه ها رشد و ارتقای علمی دانشجویان شاهد و ایثارگر، حفظ انسجام خانواده های معظم شهدا و ایثارگران و کاهش هزینه های ایثارگران است که در مهرماه سال 92، 7940 نفر از دانشجویان شاهد و ایثارگر با هدف تحقق موارد ذکر شده نقل و انتقال یافته اند.

شهرکی پور در پایان با تاکید بر این که این نقل و انتقال ها بر مبنای 5 درصد ظرفیت پذیرش هر دانشگاه صورت می گیرد افزود: این بدین معنا است که نقل و انتقال دانشجویان شاهد و ایثارگر خارج از ظرفیت نقل و انتقالات عادی هر دانشگاه است و هیچ گاه دانشجویان شاهد و ایثارگر این ظرفیت را پر نکرده اند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1392ساعت 18:55  توسط مدیروبلاگ  |